IranWire Headlines

 

IranWire

حسین خمینی؛ آقازاده مغضوب

6 ساعت،4 دقیقه


«حسین خمینی»، فرزند «مصطفی خمینی» و نوه ارشد پسری روح الله خمینی، بنیان‏گذار جمهوری اسلامی است. حسین برخلاف پسر عموهایش «حسن»، «علی» و «یاسر»، به جز چندسال اول پس از انقلاب، در دوره رهبری پدربزرگش هم در شمار آقازاده‎های مغضوب قرار گرفته بود. «سیدحسین» و خواهرش «سیده مریم»، دو فرزند مصطفی و حاصل ازدواج پسر ارشد آیت الله خمینی با «معصومه حائری»، دختر شیخ «مرتضی حائری یزدی» و نوه شیخ «عبدالکریم حائری یزدی»، موسس حوزه علمیه قم هستند. با این که در روایت رسمی جمهوری اسلامی، مرگ مشکوک مصطفی خمینی که به همراه پدرش در تبعید به سر می برد، از دلایل اصلی آغاز اعتراضاتی بود که به سقوط حکومت پهلوی در 22 بهمن 57 منتهی شد اما تنها چند ماه بعد از پیروزی انقلاب و با آغاز اختلافات انقلابیون، حسین خمینی به منتقدان طیفی از روحانیانی پیوست که مقدمات قبضه کردن قدرت را فراهم می آوردند. حسین خمینی در انتخابات دوره اول ریاست جمهوری، جانب «ابوالحسن بنی صدر» را گرفت. با تشدید فشارها بر بنی صدر و قدرت گرفتن بیش تر طیفی از روحانیان، از جمله «محمد بهشتی»، «اکبر هاشمی رفسنجانی»، «محمدجواد باهنر» و «علی خامنه ای» در جمهوری اسلامی، حسین خمینی نیز به تدریج انتقاداتش را صریح تر و علنی تر ابراز کرد تا آن جا که هم در اندرونی بیت آیت الله خمینی زبان به اعتراض گشود و هم در بیرون با سخن‎رانی هایش اعتراضات خود را بیان کرد؛ از جمله آن ها، سخن‎رانی شدیدالحن 11 اردیبهشت سال 60 او در مشهد بود. سانسور و حذف حسین خمینی از این جا به بعد شدت گرفت تا آن جا که اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات یک شنبه 13 اردیبهشت سال 60 خود می نویسد: «در جلسه هیات رییسه مجلس، سخن‎رانی پريروز حسين آقای خمينی در مشهد مطرح و به همه مطبوعات اطلاع داده شد که حرف‌های او را ننويسند... ظهر، احمد آقای خمينی و آقای صانعی ناهار را مهمان من بودند؛ در مورد حسين آقا و صحبت‌های مشهد بحث شد؛ بايد به هر نحو که شده سعی کنيم که محفوظ بماند؛ برخورد را صلاح ندانستيم و راه ارشاد را پيشنهاد کرديم و از اداره تلویزیون، سخت گله داشتند.» احتمالا به دنبال همین جلسه است که در 24 اردیبهشت سال 60،  آیت الله خمینی نامه ای به حسین خمینی نوشت و به او «امر شرعی» کرد که از سیاست کناره کند تا در «زمان آتی» از او استفاده شود: «پسرم، حسين خمینی! جوانی برای همه خطرهایی دارد كه پس از گذشت ايام، انسان متوجه می شود. من ميل دارم كسانی كه به من مربوط هستند در اين كوران های سياسی وارد نشوند. من اميد دارم كه شما مجاهدت در تحصيل علوم اسلامی، با تعهد به اخلاق اسلامی و مهار كردن نفس اماره بالسو، برای آتيه مورد استفاده واقع شوی. من علاوه برنصيحت پدری پير، به شما امر شرعی می كنم كه در اين بازی های سياسی وارد نشوی و واجب شرعی است كه از اين برخوردها احتراز كنی. من به شما امر می كنم كه به حوزه علميه قم برگرد و با كوشش به تحصيل علوم اسلامی- انسانی بپرداز. از خداوند تعالی توفيق شما و همه محصلين را خواستارم.» «حمید روحانی» که خود را «تاریخ نگار انقلاب اسلامی» معرفی می کند و سال ها از اعضای ارشد «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» بوده، مدعی است که آیت الله خمینی از سخن‌رانی سیدحسین خمینی چنان خشمگین شده که به دامادش، آیت الله «شهاب الدین اشراقی» گفته بود با کمیته مشهد تماس بگیرد و بگوید سیدحسین تحت الحفظ به تهران اعزام شود و اگر مقاومت کرد، او را با تیر بزنند. اما دامادش در تماس با کمیته مشهد تنها دستور آیت الله خمینی درباره اعزام تحت‎الحفظ سیدحسین خمینی به تهران را ابلاغ کرده بود. البته حمید روحانی توضیح نداده که چه گونه به چنین مکالمه ای میان آیت الله خمینی و دامادش درباره یکی از اعضای خانواده خمینی دسترسی پیدا کرده است. حسین خمینی پس از نامه پدر بزرگش، برای تحصیل به قم مراجعت می کند و تا سال ها خبری از او در رسانه ها منتشر نمی شود. پس از سقوط «صدام حسین»، در سال 84 حسین خمینی به عراق سفر و در آن جا طی چند مصاحبه، برای نخستین بار نظراتش را درباره لزوم جدایی دین و سیاست و مخالفتش را با ولایت فقیه ابراز کرد. حسین خمینی سپس به امریکا رفت و در مهرماه 84 طی سخنانی در موسسه «امریکن اینترپرایز» گفت که امروز مردم ایران دموکراسی و آزادی می خواهند. او هم چنین گفت که بهترین راه برای امریکا، حمایت از جنبش دموکراسی خواهی در ایران است. استقرار دموکراسی حتی با دخالت امریکا و مباحثی چون رابطه جمهوری اسلامی با تروریسم از جمله مواردی بود که حسین خمینی در این سخن‏رانی و طی دوره اقامتش در امریکا، درباره آن ها سخن گفت. او هم‏چنین به اختلافش با پدربزرگش، آیت الله خمینی در سال های نخست پس از انقلاب اشاره کرد. با این حال، مدتی بعد از حضور او در امریکا و ایراد سخن‏رانی هایش، با وساطت مادر بزرگش، «خدیجه ثقفی»، همسر آیت الله خمینی به ایران بازگشت و در قم مستقر شد. از زمان بازگشت به ایران اگرچه حسین خمینی هم‎چنان به سکوتش در داخل کشور ادامه داد اما دوبار طی مصاحبه هایی با شبکه «العربیه»، بر مواضع خود به ویژه درباره مخالفت با ولایت فقیه تاکید کرده است. حسین خمینی از جمله در مصاحبه ای با این شبکه خبری که هفتم خرداد 88 و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری منتشر شد، سيستم انتخابات در ايران را مورد تردید قرار داد و درباره نتیجه انتخابات 22 خرداد و ادوار دیگر انتخابات به صراحت گفت: «اين حاكميت است كه برنده را تعيين مى كند و نه ملت.» حسین خمینی انتخابات دوم خرداد 76 و انتخاب «محمدخاتمی» را یک استثنا توصیف کرده و گفته بود: «خاتمى را مردم بر سر كار آوردند وليكن او نتوانست از پيروزى خود به خوبى استفاده كند و خواسته هاى مردم را برآورده سازد زيرا اختيارات قانونى لازم را نداشت.» نوه آیت الله خمینی هم‌چنین به انحراف انقلاب از اهداف اولیه اشاره کرده و گفته بود: «لازم است در كشور احزاب آزاد چپ و راست و ملى گرا فعال باشند و دين را از سياست جدا كنند.» او راه حل را برگزاری انتخاباتى آزاد و سالم با شركت همه اقشار مردم و تشکیل مجلسى قانون‎گذار برای تدوين قانونى اساسى برمبناى ديدگاه صحيح اسلامى عنوان کرده بود. البته تاکید داشت که منظورش از قانونى اساسى برمبناى ديدگاه صحيح اسلامى آن است كه مشكلات موجود در قانون اساسى ايران برطرف و از انديشه صحيح اسلامى در تهيه قانون جديد استفاده شود:«آن انديشه اى که علماى شيعه از بدو تشيع تا كنون برمبناى آن بار آمده و اظهار نظر كرده اند و به طور خلاصه مى توان آن را جدايى دين از سياست ناميد.» حسین خمینی اگرچه چون دو پدر بزرگ نام‎دار و صاحب نفوذ خود، آیت الله خمینی و آیت الله مرتضی حایری یزدی، لباس روحانیت بر تن دارد اما تاکید دارد که خود را یک شخصيت مذهبى ليبرال معرفی کند.او با همه فراز و فرودهای زندگی سیاسی، هم اکنون در آستانه 60 سالگی، در قم زندگی می کند. غیبت حسین خمینی در مراسم خاک سپاری خدیجه ثقفی، همسر آیت الله خمینی که در نخستین روزهای فروردین 88 درگذشت، با وجود روابط نزدیک او با مادر بزرگ، پرسش هایی درباره محدودیت های پیدا و پنهان برای نوه آیت الله خمینی برانگیخت. اگرچه رسانه های رسمی در ایران طی سه دهه گذشته به ندرت از حسین خمینی نام برده اند اما پس از سال 88 و به دنبال حملات مکرر رسانه های نزدیک به سپاه پاسداران به دیگر اعضای بیت آیت الله خمینی، این رسانه ها بارها گزارش هایی درباره اختلافات آیت الله خمینی و نوه اش هم منتشر کردند؛ از جمله خبرگزاری رسمی دولت در دوره محمود احمدی نژاد اتهاماتی را به حسین خمینی وارد کرد. با این حال، حسین خمینی واکنشی علنی به این اتهامات و رسانه ها نشان نداده است. سیدحسین با آن که هم‏چنان در سیاست رسمی و جاری ایران حضور ندارد اما در سال های اخیر بر شمار اظهاراتش در انتقاد از حکومت فعلی افزوده است. چندی پیش همایشی در تجلیل از پدرش، مصطفی خمینی در تهران برگزار شد اما این عکس ها و تصاویر پسرعمویش، حسن خمینی بود که در این مراسم از سوی خبرگزاری‎ها مخابره شدند.   مطالب مرتبط: «آقازاده ها» در جمهوری اسلامی ... منابع: 1. خاطرات هاشمی رفسنجانی،عبور از بحران،دفتر نشر معارف انقلاب،1377 2. صحیفه نور، جلد چهاردهم - صفحه 345 -  نامه به آقاي سيد حسين خميني "سفارش به تحصيل علوم اسلامی" ، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی. 3. روزنامه جمهوري اسلامی،10شهريور 1378 4.گزارش بی بی سی درباره سخنرانی حسین خمینی در موسسه امریکن اینترپرایز  http://news.bbc.co.uk/2/hi/americas/3144082.stm 5.مصاحبه حسین خمینی با العربیه،پنج شنبه 25 مه 2009 در این لینک:  http://www.alarabiya.net/articles/2009/05/28/74152.html



کسری نوری: بدون لباس‌گرم، تا صبح در سرما نگه‌مان داشتند

9 ساعت،34 دقیقه


در جریان اعتراضات اخیر، چهار نفر از دراویش گنابادی در بیمارستان دی تهران بازداشت شدند. دراویش گنابادی مقابل زندان اوین به مدت ده شبانه روز، به نشانه‌اعتراض، تجمع و تحصن کردند. آن‌ها و خواستار آزادی بی‌قید و شرط دراویش زندانی و دیگر بازداشت شدگان اعتراضات مردمی بودند. بعد از ده روز مقاومت مدنی درویشان گنابادی مقابل زندان اوین، سیستم امنیتی و قضایی مجبور به آزادی دراویش گنابادی شد. کسری نوری، به ایران‌وایر گفت که «لباس شخصی‌ها بدون حکم جلب، با کشیدن اسلحه و شلیک هوایی سعی در بازداشتمان کردند. در نهایت با ضرب‌وشتم و به زور باتوم و شوکر برقی به صورت غیر‌قانونی ما را بازداشت کردند. ما را به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بردند. اطلاعات بازداشتی‌ها را هم نداشتند که خود نشانگر بازداشت خودسرانه و غیرقانونی است. من و دیگر درویشان از حقوق‌مان آگاه بودیم، پاسخ‌ها بازجو‌ها را با صدای بلند می‌دادیم تا بازداشتی‌های دیگر هم مطلع شوند. ما را بدون لباس گرم، تا صبح در سرمای محوطه  آزاد نگه داشتند. ولی بازجویی‌ها را پاسخ ندادیم. طی بازپرسی قانون آئین دادرسی کیفری را به آن‌ها یادآوری کردیم. متاسفانه با بی‌اعتنایی به رفتار غیر‌قانونی خودشان ادامه دادند.»



«آقازاده ها» در جمهوری اسلامی

10 ساعت،25 دقیقه


مقدمه به رغم آنکه اصطلاح  «آقازاده» از  سال ها پیش انقلاب برای فرزندان روحانیان سرشناس و به ویژه مراجع تقلید به یک «عنوان کلی» و رایج و البته با بار مثبت رواج یافت اما در سالهای استقرار جمهوری اسلامی این اصطلاح دستخوش تحولات گسترده ای شده است. شماری از آقازاده ها در جریان استقرار جمهوری اسلامی به مخالفان آیت الله خمینی پیوستند. برخی از آنها اعدام شده و یا کشته شدند و این اعدام ها و کشتارها در مواردی با موافقت و چراغ سبز پدرانشان همراه بود، گروهی دیگر از پدران اما به همراه فرزندان شان از صحنه سیاسی حذف و برخی از آنها جانشان را نیز از دست داند. در دهه هفتاد مفهوم «آقازاده» و «آقازادگی» با تغییر دیگری مواجه شد. نسلی از «آقازاده ها» در حاشیه امن پدرانشان به فعالیت اقتصادی رو آورده و به ثروت های افسانه ای  دست یافتند. از اواخر دهه هفتاد «فساد» اقتصادی و سیاسی با نام «آقازاده ها» گره خورد تا انجا که علی ربیعی یک چهره امنیتی و اطلاعاتی که در سال های دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی به عنوان مشاور امنیتی رئیس جمهور فعالیت می کرد، سال 77 طی مقاله ای با عنوان «آقازاده ها»  در روزنامه کار و کارگر «آقازاده ها» را به صراحت به رانتخواری و فساد اقتصادی گره زد. علی ربیعی  بعدها طی گفت و گویی با خبرنامه داخلی حزب مشارکت گفت «پديده‌ای كه من نسبت به آن هشدار دادم اين بود كه براي افراد نزديك به افراد قدرتمند با بهره‌گيري از امكانات و قدرت فضايي مهيا مي‌شود كه ديگران قدرت رقابت با آنها را ندارند و به اين ترتيب وارد عرصه‌هايي از اقتصاد مي‌شوند كه نه زحمت كار توليدي را دارد و نه ضريب هوشي مي‌خواهد، بلكه با رانت قدرت در بخش‌هاي تجاري و دلالي وارد اقتصاد مي‌شوند و پيمانكارهاي صوري انجام مي‌دهند و اين مسأله خود زمينه‌ساز فسادهاي ديگر و تحريك افراد سالم در جامعه مي‌شود.» او در خرداد سال 86  نیز طی گفت و گویی با روزنامه "شرق" نوع دیگری از فساد رایج در کشور را «فساد قدرت» توصیف کرد و گفت که «ما با يك نوع فساد هم در كشورمان مواجهيم كه فساد قدرت نام دارد» و «يك طبقه‌ای هستند كه قدرت را دودستي چسبيده‌اند ولي به لحاظ اقتصادي سلامت دارند» و «البته حلقه‌هاي دوم و سوم دور اين افراد فساد اقتصادي دارند.» در جریان یکدست سازی حاکمیت و به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد در سال 84 ، مخالفان اصلاحات نیز به استفاده های مکرر از شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی و ابراز نظرها درباره «آقازاده ها» رو آوردند. به ویژه در جریان دور دوم انتخابات همان سال حامیان احمدی نژاد اتهامات سنگینی را متوجه فرزندان هاشمی رفسنجانی و علی اکبر ناطق نوری وارد کردند. در همان انتخابات سال 84 نامه سرگشاده 29 خرداد 84 مهدی کروبی به آیت الله خامنه ای در اعتراض به «دخالت بخش هایی از سپاه و بسیج» و«حرکت کودتاگونه شورای نگهبان» از «آقازاده»های دیگری هم رونمایی کرد. مهدی کروبی در آن نامه برای نخستین بار از «مجتبی خامنه ای» یکی از چهار پسر آیت الله خامنه ای و داماد غلامعلی حدادعادل رییس وقت مجلس هفتم، به عنوان «آقازاده» ای نامبرد که فعالیت های گسترده و البته پنهانی در جریان انتخابات داشته است. او خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشته بود: «اخباری مبنی بر حمايت فرزند محترم شما - آقا سيد مجتبی - از يکی از کانديداها منتشر شد که پس از به تواتر رسيدن اين اخبار نگران شدم که مبادا‌ اين موضوع مرتبط با ديدگاه حضرتعالی باشد اما تجربيات سابق و شناختی که از شما داشتم مرا مطمئن کرد که اين موضوع، نظر شخصی ايشان است.» آقای کروبی البته این را هم نوشت که «پس از آن هم شنيدم که يکی از بزرگان به جنابعالی گفته‌اند که  "آقازاده حضرتعالی از فلان شخص حمايت می‌کند" و شما فرموده‌ايد‌ "ايشان آقا است نه آقازاده" و به هر حال مشخص شد که آن حمايت‌ها نظر شخصی آقا مجتبی بوده است.» در جریان انتخابات سال 88 باردیگر ماجرای «آقازاده ها» و این بار در ابعادی متفاوتی مورد توجه قرار گرفت. همسران، فرزندان و خانواده های چهره هایی چون آیت الله بهشتی، محمد علی رجایی، آیت الله صدوقی، آیت الله قدوسی، و خانواده های برخی از کشته شدگان سرشناس سال های جنگ چون محمد جهان آرا، مهدی باکری، حمید باکری،محمد ابراهیم همت، حجت الاسلام محلاتی، نماینده آیت الله خمینی در سپاه تا اعضای بیت آیت الله خمینی از جمله حسن خمینی و حتی چهره های محافظه کارتری چون خانواده های آیت الله مطهری که خود را«اصولگرا» می دانند با معترضان همراهی کردند و حتی در مواردی بازداشت شده، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از حملات رسانه ای جناح حاکم در امان نماندند. در رده میانی ماجرا ابعادی فاجعه آمیز تر نیز در پی داشته چنانکه «محسن روح الامینی» فرزند عبدالحسین روح الامینی از چهره های اصولگرا اکنون به یکی از مشهورترین کشته شدگان بازداشتگاه کهریزک تبدیل شده است. در میانه دهه نود نسل دیگری از آقازاده ها در دولت حسن روحانی و دیگرنهادهای حکومتی ظهور کرده اند.آنها خود را دارای «ژن خوب» معرفی کرده و در گستره وسیعی به پست های مختلف دولتی و شبه دولتی منصوب می شوند. ایران وایر در سلسله گزارش هایی تلاش می کند با نشان دادن فراز و فرود آقازادگی در تاریخ جمهوری اسلامی و روایت حضور «آقازاده» ها در عرصه های سیاسی،اجتماعی و اقتصادی چهار دهه از تاریخ ایران معاصر، به واکاوی دقیق تر حضور این طیف کمک کند. آنچه خواندید، مقدمه این گزارش ها بود. مطالب مرتبط: حسین خمینی؛ آقازاده مغضوب



کسری نوری: تا صبح در سرما بدون لباس‌گرم ما رانگه داشتند

10 ساعت،25 دقیقه


بنا بر آمار غیر رسمی تعداد بازداشت‌‌شدگان اعتراضات مردمی در دی ‌ماه ۱۳۹۶ بیش از چهار هزار نفر است. در اعتراضاتی که از هفته‌های گذشته در بیش از صد شهر شروع شده است صدا‌های متفاوتی در جامعه، خواهان حقوق خود بوده‌اند. عمومی‌ترین خواسته معترضین نقد به وضعیت اقتصادی و دیکتاتوری در حکومت جمهوری اسلامی است.  اسامی بازداشت شدگان بر اساس اطلاعات شهروند خبرنگاران را در ایران‌وایر دنبال کنید در این اعتراضات درویش‌های گنابادی، علاوه بر اعتراض به نگاه امنیتی بر جامعه و محدودیت‌هایی که حکومت جمهوری اسلامی در تحقق حقوق شهروندی آنها ایجاد کرده‌است، خواهان آزاد شدن تعدادی از دراویش شدند که توسط نیروهای امنیتی، در نهم دی‌ماه، در بیمارستان دی بازداشت شده بودند. کسری‌نوری، محمد شریفی مقدم، فائزه عبدی‌پور و محمد رضا درویشی، چهار درویش گنابادی‌ای بودند که در بیمارستان دی با تهدید، تیراندازی و در نهایت با ضرب و شتم توسط مامورین بازداشت، به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات واقع در زندان اوین و بعد به سلولهای انفرادی زندان رجایی‌شهر منتقل شدند. کسری نوری، در گفت‌وگو با ایران‌وایر نسبت به نحوه بازداشت‌ خود و دیگر دراویش گنابادی می‌گوید: « ساعت حدودا ده شب بود که تعدادی لباس شخصی بدون حکم بازداشت وارد بیمارستان شدند و برای جلب به سمت ما آمدند. به آنها گفتیم این بازداشت غیر‌قانونی است و شما بدون دستور قضایی اجازه بازداشت ندارید. بعد از مقاومت مدنی و حقوقی بروی ما اسلحه کشیدند و تیر هوایی شلیک کردند. بعد از نتیجه نگرفتن به جای آنکه حکم بازداشت و دستور قضایی به ما نشان دهند چند گروه بازداشت و عملیات هم به آنها اضافه شد و در نهایت با ضرب‌وشتم و به زور باتوم و شوکر برقی به صورت غیر‌قانونی ما را بازداشت کردند. پس از آن ما را به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات بردند. حتی اطلاعات شناسایی از کسانی که بازداشت کرده بودند را نداشتند . که این خود نشانگر بازداشت خودسرانه و غیرقانونی است البته تصمیم و مبنای بازداشت‌ و نگهداری چند درویش که دانشجو هم هستند موضوعی تازه نیست و بایکوت دارویش و اعمال نگاه امنیتی بر آنها در هر ساحتی از جامعه موضوعی بدیهی ا‌ست تا آنجا که هنوز شاهد بازداشت درویشان هستیم و هم اکنون ۱۲ درویش در زندان هستند و یک درویش هم  در هفته اخیر از تحصیل محروم شده است. » بعد از بازداشت این چهار نفر تعداد زیادی از درویشان گنابادی مقابل زندان اوین به مدت ده شبانه روز، به نشانه‌اعتراض، تجمع و تحصن کردند و خواستار آزادی بی‌قید و شرط کسری‌نوری، محمد شریفی مقدم، فائزه عبدی‌پور و محمد رضا درویشی و دیگر بازداشت شدگان اعتراضات مردمی شدند. این زندانی سیاسی سابق و از مدیران سایت مجذوبان نور ، در مورد نحوه برخورد در بازداشتگاه به ایران وایر می‌گوید:«پایبندی به قانون و حقوق متهم لازمه‌ رعایت اصول دادرسی عادلانه است و از جمله‌ توجه به این نکته مهم است که بازجویی قبل از تفهمیم اتهام توسط مرجع قضایی غیر‌قانونی است، که ما با تذکر این موضوع بازجویی‌ها را پاسخ ندادیم اگرچه بعدش ما را بدون لباس گرم تا صبح در سرمای آن  محوطه  آزاد نگه داشتند. اتهامات ما چون دیگر بازداشت‌های درویشان بمانند گذشته اتهاماتی نظیر اقدام علیه امنیت ملی بود تا در پوششی امنیتی دراویش را در بند کنند. در طی بازپرسی به آنها قانون آئین دادرسی کیفری را یادآوری کردیم. مواد قانونی را به آنها متذکر شدیم و گفتیم جدای از آنکه سرتاسر بازداشت و نگهداری ما چهار درویش غیرقانونی است از تیم بازداشت کننده به دلیل تیر‌اندازی و بازداشت بدون حکم قضایی نیز شکایت داریم و علاوه بر آن به حق دسترسی به اطلاعات پرونده و تماس تلفنی با خانواده و وکیل را تذکر دادیم که از حقوق بدیهی متهم است که متاسفانه با بی‌اعتنایی به قوانین جاری به کار و رفتار غیر‌قانونی خودشان ادامه دادند.» در تجمعی که درویشان گنابادی برای آزادی هم سلسله‌هایشان داشتند مصطفی دانشجو، مدیر سایت مجذوبان نور با توجه به برخورد خشونت‌آمیز گارد ویژه و پلیس ضد‌شورش  در پیامی تصویری اعلام کرد: « با این فریادهای الله اکبر زندانیانمان باید امشب آزاد شوند، یا همه به زندان می رویم.» کسری نوری، دانشجوی ارشد حقوق بشر دانشگاه تهران، در مورد آگاهی بخشیدن به دیگر بازداشت شدگان، هنگام بازجویی به ایران‌وایر می‌گوید: « من و مابقی درویشان به این دلیل که از قانون جاری و حقوقی خود آگاه بودیم سعی می‌کردیم پاسخ‌ها و یادآوری قوانین را به بازجو‌ها با صدای بلند بیان کنیم، تا اگر در اتاق‌های اطراف بازداشت شده‌ای هست صدای ما را بشنود و مطلع شود که اجازه بازجویی با چشم‌بند، سوال پیرامون زندگی شخصی و تلقین اتهام را ندارند.» در نهایت بعد از ده روز اعتراض و مقاومت مدنی درویشان گنابادی مقابل زندان اوین، سیستم امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی مجبور شد این چهار فقیر گنابادی  را پس از بازداشت غیر‌قانونی و نگهداری در سلول‌انفرادی زندان اوین و زندان رجایی‌شهر، آزاد کند. مطالب مرتبط: دراویش تا آزادی دوستان شان مقابل اوین می مانند​ چهار درویش بازداشت شده اعتصاب غذا کردند



موافقت بلژیک با حجاب فرنوش شیخی

13 ساعت،32 دقیقه


  پایگاه اینترنتی lanouvellegazette مدعی شده است که «فرنوش شیخی» ستاره سابق والیبال ایران می‌تواند با پوشش و حجاب موردنظر فدراسیون والیبال ایران، در لیگ بلژیک بازی کند. فرنوش شیخی ستاره ۲۷ ساله تیم ملی والیبال بانوان ایران از تابستان امسال در اردوهای تیم ملی حاضر نشد. بسیاری، دلیل عدم حضور یکی از بهترین بازیکنان والیبال آسیا در اردوهای تیم ملی را ازدواج او با «کاوه رضایی» بازیکن تیم ملی ایران و بی‌میلی همسرش برای حضور او در تیم ملی ایران می‌دانستند.  کاوه رضایی بازیکن تیم ملی ایران، خردادماه امسال به باشگاه «شارلوا» بلژیک پیوست. باشگاهی که مالکیت و مدیریت آن در اختیار «مهدی بیات» بود. باشگاه شارلوا راه‌حلی جدید برای بازگرداندن دوباره «فرنوش شیخی» به والیبال پیدا کرد. تیم دختران والیبال این باشگاه بلژیکی از فرنوش دعوت کرد تا به این تیم بپیوندد. اما فدراسیون والیبال بلژیک به این باشگاه تذکر داد که دختران والیبالیست حق بازی با پوشش و حجاب را ندارند. البسه دختران والیبالیست ایران مورد تائید فدراسیون جهانی والیبال قرار گرفته است، اما فدراسیون بلژیک این پوشش را قبول نداشت. حالا پایگاه اینترنتی lanouvellegazette خبر از موفقیت باشگاه شارلوا در رایزنی با فدراسیون والیبال این کشور را داده و نوشته است: «طبق اعلام باشگاه شارلوا همه‌چیز برای حضور باحجاب فرنوش شیخی در لیگ بلژیک فراهم شده است و این بازیکن می‌تواند حتی در بازی این هفته برابر لندلده به میدان برود.» این سایت خبری به رابطه خانوادگی دو ستاره ورزش ایران اشاره‌کرده و نوشته است: «فرنوش شیخی، همسر کاوه رضایی، مهاجم گلزن شارلوا است که گل‌های او در این فصل باعث شده هم در صدر جدول گلزنان لیگ بلژیک قرار گیرد و هم به تیمش کمک کند تا پدیده این فصل مسابقات باشد.» اما سؤال اینجاست که اگر کاوه رضایی از باشگا شارلوا جدا شود، آینده «فرنوش شیخی» در شارلوا چه خواهد بود؟ مهاجم تیم ملی ایران علاقه‌ای به ادامه فعالیت حرفه‌ای همسرش در ایران نداشت و در نهایت باعث جدا شدن شیخی از تیم ملی والیبال ایران شد. حالا کاوه رضایی با پیشنهادهایی از سوی چند باشگاه اروپایی روبرو شده و ممکن است در پایان این فصل از بلژیک برود.



آیا اصلاح قانون جرایم مواد مخدر شامل افرادی که قبلا حکم اعدام گرفته‌اند هم می‌شود؟

13 ساعت،34 دقیقه


سلام!  برادر من چهار سال پیش به دلیل نگه داری 400 گرم شیشه دستگیر و در دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد. الان در زندان است. چند وقت پیش در خبرها خواندیم که قانون اصلاح شده و دیگر نمی خواهند مجرمان مواد مخدر را اعدام کنند. آیا این شامل برادر من هم می شود؟ مثل این که «صادق لاریجانی» هم دستور داده است تا آن ها را اعدام نکنند. برادرم از زندان زنگ زده است که بروید پرونده ام را پی گیری کنید اما ما نمی دانیم باید از کجا شروع کنیم. اگر ممکن است، ما را راهنمایی کنید. با سلام! مهرماه امسال «قانون مبارزه با مواد مخدر» مورد اصلاح قرار گرفت و برای تعدادی از جرایم که قبلا اعدام داشتند، مجازات حبس 25 تا 30 سال در نظر گرفته شد. بخش نامه رییس قوه قضاییه هم دستورالعمل نحوه اجرای این اصلاحیه است. بر اساس این اصلاحیه، اگر برادر شما حین ارتکاب جرم، از سلاح استفاده نکرده و یا نقش سردسته ای و سرمایه گذار را نداشته و سابقه محکومیت به اعدام یا حبس بیش از 15 سال هم به دلیل ارتکاب جرایم مربوط به مواد مخدر نداشته باشد، شامل اصلاحیه شده و اعدام نخواهد شد. در مورد نحوه پی گیری، عرض شود که قضات اجرای احکام خودشان موظف هستند پرونده ها را بررسی کرده و پرونده افرادی که شامل میشوند را به دادگاه انقلاب بفرستند. با این حال، بهتر است برادر شما هم از زندان نامه ای بنویسد و تقاضای اعمال اصلاحیه را کرده و به رییس زندان تسلیم کند. هم چنین می تواند این نامه را علاوه بر رییس زندان، به قاضی مجری حکم هم بفرستد. شما هم حتما از طریق اجرای احکام پی گیر مساله شوید. سعی کنید هر تقاضایی که انجام می دهید، به صورت کتبی باشد. موفق باشید!



تداوم نگرانی و بی خبری خانواده‌های دانشجویان زندانی

13 ساعت،52 دقیقه


ادامه بی‌خبری و نگرانی خانواده‌های  دانشجویان زندانی نزدیکان احسان محمدی، سهیل آقازاده،  و احسان درویش می‌گویند که خانواده‌های این سه دانشجو با توجه به آنکه از زمان بازداشت‌شان تاکنون، هیچ تماس با آنها و یا خبری از وضعیت‌شان نداشته‌اند، به شدت نگرانند. لیلا حسین زاده دانشجوی دیگری بود که همزمان با این سه تن بازداشت شده بود اما دقایقی پیش آزاد شد. به گزارش رادیو فردا و به نقل از یکی از فعالان دانشجویی که خواست نامش فاش نشود، اخبار مربوط به کشته شدن دست‌کم دو تن از بازداشت شدگان در زندان‌ها موجب نگرانی خانواده‌ها شده است. احسان محمدی و لیلا حسین زاده روز ۱۱ دی و سهیل آقازاده و سینا درویش روز ۱۴ دی، به دست ماموران امنیتی بازداشت شدند. همراه با آنان، بیش از ۱۰۰ تن نیز بازداشت شدند که تاکنون شماری از آنها با قید وثیقه آزاد شده اند. این بازداشت ها به گفته فرید موسوی، نماینده مجلس، با هدف «پیشگیری» انجام شدند. این در حالی است که پروانه سلحشوری نماینده مردم تهران در مجلس، با اعلام اینکه تعداد کشته شدگان در زندان ها، نگرانی نمایندگان را در مورد شرایط زندانیان بیشتر کرده، گفت که سازمان زندان ها مسئول جان زندانی است و باید پاسخگو باشد.   اعتراض ایران به تشکیل نیروی مرزی آمریکا در خاک سوریه در پی انتقاد ترکیه و روسیه، هم‌پیمانان ایران در سوریه، وزارت خارجه جمهوری اسلامی نیز به تصمیم ایالات متحده برای تشکیل یک نیروی مرزی در خاک سوریه اعتراض کرد. به گزارش خبرگزاری ایسنا، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران  گفت که تشکیل نیروی مرزی از سوی آمریکا، «مداخله آشکار در امور داخلی» سوریه است. بهرام قاسمی، اقدام آمریکا برای تشکیل نیروی مرزی را «مصداق عینی مداخله آشکار در امور داخلی کشورها خواند که علاوه بر پیچیده‌تر کردن بحران سوریه، موجب بی‌ثباتی و اشتعال بیشتر زبانه‌های آتش در این کشور خواهد شد» وی همچنین تاکید کرد که آمریکا باید «با تغییر سیاست‌های مداخله‌جویانه و مخرّب خود در منطقه، در سریع‌ترین زمان ممکن نیروهای خود را از این کشور خارج» کند.   مخالفت ستاد مبارزه با مواد مخدر با تعدیل مجازات اعدام مدیرکل حقوقی و امور مجلس ستاد مبارزه با مواد مخدر می‌گوید تعدیل مجازات اعدام قاچاقچیان مواد مخدر در ایران٬ مبارزه با این مواد را به «قهقهرا» می‌برد و موجب «افزایش چشم‌گیر موج قاچاق و خرده فروشی» خواهد شد. علی علیزاده، با اعلام این موضوع در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، از اینکه این ستاد نتوانست نمایندگان مجلس را در زمینه تبعات جایگزین کردن مجازات اعدام برای قاچاقچیان مواد مخدر٬ قانع کند٬ ابزار تاسف کرد و در عین حال، از اینکه نمایندگان مجلس بر تصویب این قانون «اصرار» داشتند٬ انتقاد کرد. وی گفت که ستاد مبارزه با مواد مخدر معتقد است «ورود مقطعی و برش قانون نه تنها به جریان مبارزه کمکی نمی‌کند٬ بلکه ممکن است آن را به قهقرا سوق دهد». علیزاده جایگزین شدن مجازات حبس به جای اعدام برای شماری از قاچاقچیان مواد مخدر در ایران را به‌دلیل «افزایش تعداد زندانیان و ایجاد بار مالی به منظور نگهداری آنها و ساخت اردوگاه خاص محکومان مواد مخدر» در «مغایرت» با سیاست‌های کلی مرتبط با کاهش جمعیت کیفری زندان‌ها دانست.   مصدوم شدن یکی از کارگران نیشکر هفت‌تپه براثر حمله افراد ناشناس شامگاه روز گذشته  یکی از کارگران بخش کشاورزی مجتمع نیشکر هفت‌تپه بعد از پیاده شدن از سرویس مورد حمله افراد نا‌شناس قرار گرفت. شماری از کارگران مجتمع نیشکر هفته تپه در تماس با خبرگزاری ایلنا گفته اند این حادثه شامگاه دوشنبه ۲۵ دی ماه حوالی ساعت پنج و سی دقیقه، زمانی رخ داد که وی به همراه سایر همکارانش از کارخانه نیشکر هفت تپه در شهر شوش راهی منزلش در شهر دزفول بود که لحظاتی بعد از پیاده شدن؛ مورد حمله افراد نا‌شناس قرار می‌گیرد.از قرار معلوم در اثر این حادثه، وی از ناحیه کتف دچار آسیب شده است.هویت عاملان این حمله هنوز مشخص نیست اما حمله‌کنندگان که چهره‌های خود را پوشانده بودند، با تجمع افراد حاضر متواری می‌شوند.روابط عمومی شرکت هفت تپه این حادثه را تایید کرده است. به نظر می رسد این اقدام در پی سخنرانی که کارگر مذکور در خصوص مطالبات همصنفان خود مطرح کرده است مورد ضرب و شتم واقع شده است. بسیاری از فعالان کارگری در شبکه های اجتماعی خواستار پیگیری موضوع و برخورد با عاملین و آمرین این رویداد شده اند.    



فوت دروازه بان دختر ملوان در 24 سالگی

17 ساعت،14 دقیقه


    «آتنا محمدی»، دروازه‌بان تیم منحل شده بانوان ملوان به دلیل ایست قلبی درگذشت. این خبری بود که «ایلنا» امروز صبح منتشر کرد. آتنا محمدی ۲۴ سال سن داشت و در تیم‌های ساحلی و فوتبال ملوان بازی می‌کرد. اما «گلاره ناظمی» رئیس سازمان لیگ فوتبال بانوان در گفت‌وگو با خبرگزاری صداوسیما، مدعی شد که تیم ملوان پیش‌ازاین و در زمان حیات، بازیکنی به نام «آتنا محمدی» نداشته است. گلاره ناظمی به این خبرگزاری گفته: «طبق اسناد و مدارک موجود این بازیکن به‌هیچ‌عنوان قراردادی با ملوانی‌ها نبسته که مدارکش در فدراسیون به ثبت رسیده باشد، شاید وی به‌طور غیررسمی و به‌عنوان بازیکن آزاد در کنار ملوانی‌ها تمرین کرده بود.» اما استدلالی که خانم ناظمی برای عدم حضور آتنا محمدی در تیم ملوان می‌آورد، مرتبط به مجموعه پزشکی ایفمارک است. رئیس سازمان لیگ فوتبال بانوان ایران گفته: «پیش از آغاز رقابت‌های لیگ برتر همه بازیکنانی که قراردادشان به‌طور رسمی ثبت شده باشد باید به ایفمارک بروند تا وضعیت جسمانی آن‌ها مورد ارزیابی قرار بگیرد، اگر یک چنین بازیکنی به نام آتنا محمدی با تیم ملوان قرارداد داشت به‌طور حتم پرونده پزشکی‌اش در سازمان لیگ وجود داشت و می‌توانستیم به‌طور دقیق بگوییم چه مشکلی از قبل داشته.» البته بخشی از اطلاعاتی که «گلاره ناظمی» در اختیار خبرگزاری صداوسیما قرار داده، اشتباه است. باشگاه ملوان تابستان سال گذشته انحلال قطعی تیم دختران ملوان را اعلام کرد. از تابستان فصل قبل، تیم‌های فوتبال و فوتسال آقایان و خانم‌های فوتبال ایران که در لیگ برتر یا لیگ یک حضور دارند، می‌توانند به مرکز پزشکی «ایفمارک» که زیر نظر فدراسیون جهانی فوتبال اداره می‌شود بروند. «ایفمارک» مرکز تخصصی پزشکی فوتبال است که سلامت بازیکنان را بررسی می‌کند. باشگاه ملوان پیش ازآن‌که ایفمارک به‌صورت رسمی راه‌اندازی شود، تیم دختران خود را منحل کرده بود. چطور ممکن است بازیکنان ملوان در این مرکز پزشکی پرونده‌ای داشته باشند؟



۱۸ پرسش و پاسخ مهم درباره نفتکش سانچی

18 ساعت،34 دقیقه


نفتکش سانچی غرق شده ولی دریایی از پرسش و ابهام باقی ماند، ابهام هایی که دست به دست در فضای مجازی می چرخند و هر کس فارغ از تخصص و اطلاعاتی که دارد، فرضیه و پاسخی برای حل شان تولید می کند. در گزارش پیش رو از خلال یک گفتگوی مجازی مفصل، نظرات یک کارشناس درباره مهم ترین پرسش های مطرح درباره سانچی استخراج شده است. کارشناسی با اکانت دریانورد در توییتر فعال است و به سوالات پاسخ داده، خود را مدرس دوره های دریایی با ده سال سابقه کار روی شناورهای نفتکش معرفی کرده است. در پاسخ به سوالات همچنین از نظر یک کارشناس دیگر هم استفاده شده است.   ۱- کشتی ها تصادف می کنند؟ بله به راحتی! اگر عبارت collision at sea را گوگل کنید، نتیجه شما را شگفت زده خواهد کرد و خواهید دید که کشتی ها هم مثل سایر وسایل نقلیه آمار تصادف بالایی دارند. در یکسال اخیر سه کشتی نیروی دریایی آمریکا نیز در همان منطقه تصادف کرده اند. کشتی یک وسیله ی نقلیه است و اگر راهبرش خطا کند،‌ تصادف اتفاق می افتد. کشتی یک وسیله ی نقلیه است که توسط انسان هدایت می شود و دقیقا مثل یک ماشی می ماند. تمام دستگاه های کمک ناوبری ماشین هستند و قدرت تصمیم گیری ندارند. افسر ناوبر است که تصمیم نهایی را می گیرد. بنابراین خطای انسانی بخش جدا نشدنی از این ماجراست. اگر افسر ناوبری تصمیم اشتباهی بگیرد یا دیر تصمیم بگیرد، نتیجه اش می شود تصادف که اصلا اتفاق نادری نیست محدوده ی دریایی که تصادف رخ داده، یعنی از دریای چین تا دریای زرد، بسیار پر تردد و با سابقه ی زیاد حوادث دریایی است. ۲- آیا نفرات حاضر در نفتکش سانچی در موتورخانه بودند؟ خیر. دستورالعمل های ایمنی دریایی خیلی شفاف و مشخص هستند. بعد از تصادف باید تعادل کشتی، اطفا حریق و ترک کشتی را مدنظر قرار داد. هیچگاه هیچ دستوری مبنی بر پناه گرفتن در کشتی در حال غرق شدن نبوده و نیست. ۳- آیا کشتی چیزی به نام اتاق ایزوله یا اتاق امن دارد؟ خیر. فقط از موتورخانه تنها در زمان حمله ی دزدان دریایی به عنوان اتاق امن استفاده می شود. هیچ ناخدایی در یک کشتی گرفتار حریق که هر لحظه امکان غرق شدن دارد، از نفراتش نمی خواهد که در پایین ترین نقطه ی کشتی که موتورخانه است، پناه بگیرند. نهایتا نفرات در بحرانی ترین حالت با پوشیدن لباس شناوری و جلیقه نجات به دریا می زنند. ۴- امکانات ایمنی این کشتی چطور بوده است؟ امکانات ایمنی این مدل کشتی های نفتکش بسیار زیاد است. دو قایق نجات، 5 قایق نجات بادی، 14 حلقه ی نجات، جلیقه ی نجات و لباس شناوری بیشتر از تعداد سرنشینان. هر دو هفته یکبار هم پروسه تخلیه و استفاده از این تجهیزات تمرین می شود و همه نفرات دانش کافی دارند. همچنین امکانات اطفا حریق این کلاس کشتی ها بسیار زیاد است. دو نوع فوم مختلف با ظرفیت بالا، سیستم اطفا حریق با آب با تغذیه نامحدود از آب دریا، انواع کپسولهای قابل حمل در سایزها و تایپهای مختلف و ... در این کشتی وجود دارند. احتمالا دارد قایق های نجات طعمه انفجار شده باشند که پرسنل نتوانستد از آنها استفاده کنند. ۵- چرا پرسنل خودشان اطفا حریق نکردند؟ تصادف در نقطه ی بسیار بدی اتفاق افتاد. محموله ی کشتی 1میلیون بشکه میعانات گازی (condensate) بوده و به اندازه ی بنزین قابلیت اشتعال دارد. اطفا حریق نزدیک به 160 هزار تن سوخت در یک کشتی تصادف کرده و از کار افتاده، انتخاب اول یک ناخدا نخواهد بود. ۶- چرا آتش سوزی رخ داد؟ احتمالا کشتی چینی بعد از برخورد بدنه ی نفکش را پاره کرده و به قسمت مخزن رسوخ کرده، همانجایی که ماده ی قابل اشتعال حالا در تماس با اصطلاک و جرقه های بدنه ی فولادی دو کشتی قرار گرفته و به سرعت مشتعل شده. احتمالا تصمیم ناخدا به ترک کشتی طبق دستورالعمل ایمنی بوده و در حین جمع شدن افراد در محوطه ی قایق نجات گرفتار یک انفجار کاری شده اند و همه چیز برایشان به پایان رسیده است. کشتی طوری طراحی شده که رو به باد قرار می گیرد. باد شدید آن شب، سوخت نشت کرده را به سمت قبل که قایق نجات بوده، می برده و همراهش شعله های چند ده متری و حجم عظیمی از گازهای کشنده و دود را به قسمت عقبی برده و دسترسی و کارایی نفرات در امر نجات را کاهش داده است. به غیر از گرما، شعله، دود که روند عملیات و کارآیی نفرات را کند می کرده، تاریکی شب و از همه مهمتر، کشندگی گازهای سمی که تمام محوطه را دربرگرفته اند هم اضافه کنید. در این حین اگر انفجاری رخ داده باشد، همه بی پناه در معرض میلیون ها ترکش و صدها متر شعله و چند صد درجه گرما بوده اند. ۷- آیا کشتی ها جعبه سیاه دارند؟ بله، دستگاهی ضد ضربه، ضد آب و ضد حریق به نام VDR تمامی مکالمات پل فرمادهی، مکالمات رادیویی، اسکرین شات لحظه ای رادارها و نقشه های الکترونیک و سایر اطلاعات ناوبری مثل موقعیت جی پی اس، سمت و قطب نما و ... را در خودش هر لحظه ذخیره می کند. VDR توسط تیم امداد و نجات چینی روز قبل از غرق شدن برداشته شد و تحویل مقامات شد و از اطلاعاتش به راحتی می توان تمام جزئیات تصادف و واکنش های بعدی در پل فرماندهی را دید و شنید. جعبه سیاه طبق قانون تحویل پاناما خواهد شد ولی از ایران هم یک تیم در روند بررسی اطلاعات جعبه سیاه حضور خواهند داشت. ۸- چرا اجساد را پیدا نکردند؟ یک روز قبل از غرق شدن سانچی یک تیم امداد چینی موفق شد حدود نیم ساعت وارد سانچی شود. در همین نیم ساعت پیکر دو نفر و جعبه سیاه را خارج کردند. به خاطر دمای بالای محیط، ریسک انفجار و انتشار گاز بیش از این مقدور نبوده است. ۹- مقصر تصادف کیست؟ در تصادف کشتی ها مثل ماشین یک نفر مقصر و یک نفر متضرر نداریم بلکه درصدی از تقصیر بین طرفین توسط کارشناسان خبره تقسیم می شود. چون در دریا در هر صورت هر دو شناور موظف به انجام مانور جهت جلوگیری از تصادم هستند و وظیفه ی قانونی هر دو طرف ماجراست. کشتی ها بیمه های پوششی بسیاری دارند که تمامی ابعاد یک حادثه را برای مالک جبران می کنند، اعم از خسارت مالی، خسارت جانی و حتی مسئولیت های اجتماعی مثل خسارت ناشی از آلودگی زیست محیطی و .... ۱۰- آیا چینی ها کارشکنی کردند؟ چون دریانوردی در آبهای آزاد انجام می شود، قوانین بین المللی ای وضع شده که این نوع حوادث، کشورهای درگیر حادثه در خم و پیچ قوانین داخلی همدیگر نشوند. چینی ها از روز اول در صحنه حاضر بودند. با این حال در نظر بگیرید که دولت عقب افتاده و کمونیستی چین خیلی از کنوانسیونها و معاهدات بین المللی را نپذیرفته و تعهد و الزام ندارد. از طرفی چینی ها بسیار منفعت طلب و کاسبکار هستند و هیچ چیزی برایشان مثل پول اهمیت ندارد. آنها معمولا همه چیز را بسیار پیچیده و قرار دادی می کنند. احتمالا برای همین کارهایی که کرده اند، تاکنون صدها هزار دلار از ایران چاپیده و صدها هزار دلار دیگه فاکتور آماده کرده اند، درصورتی عملیات امداد و نجات طبق کنوانسیون های دریایی یک اقدام داوطلبانه و انساندوستانه است که در تمام دنیا ظاهرا به جز چین انجام می شود. ۱۱- با وجود این همه تکنولوژی مثل GPS و رادار و ...، یک سیستم برای جلوگیری از برخورد یا حتی هشدار در صورت نزدیک شدن کشتی ها درست نشده است؟ - سیستم ارتباطی کشتی ها یه تلفن ماهواره ای و ایمیل ماهواره ای هست که در اختیار کاپیتان است و شبانه روز وصل است. وجود رادار لزوما باعث پیش گیری از تصادف نمی شود. همه کشتی هایی که در طول تاریخ تصادف کردند، رادار داشتند. در هر کشتی فقط یه نفر مسئول هدایت و راهبری است و در پل فرماندهی مستقر شده. در آن ساعتی که تصادف رخ داده، کار عرشه هم تعطیل بوده، حتی روی عرشه هم کسی نبوده است. ۱۲- چرا از عملیات اطفا حریق هوایی استفاده نشد؟ اطفا هوایی برای کشتی استفاده نمی شود. کشتی یا از تجهیزات خودش استفاده می کند، اگه ناتوان باشد، از کشتی ها و یدک کش های آتشخوار استفاده می کنند. ۱۳- کشتی دوم چه شد؟ کشتی کریستال، کشتی باری بوده و غلات حمل می کرد. طبیعتا هیچ آتش سوزی و آسیب جدی نداشته. از سمت دماغه به نفتکش سانچی زده که محکمترین بخش کشتی هست و مخصوص مقاومت برای تصادف طراحی شده. یک سوم جلوی این کشتی آسیب دیده است. چون در تانکر ایرانی حریق رخ داده بود و خطر انفجار داشته و آن کشتی هم آسیب دیده بوده، از صحنه خارجش کردند. ۱۴- چرا کشتی گارد نظامی نداشت؟ کشتی ها بسیار مجهز و تمام اتوماتیک هستند و تعداد پرسنل کافی بوده و حتی بیشتر از حالت عادی بوده. تعداد نفرات قوانین خاصی داره و نمی تواند کمتر باشد. گارد نظامی فقط برای عبور از محدوده ی دزدان دریایی خلیج عدن استفاده می شود و سایر جاها لزوم و کاربردی ندارد. ۱۵- آیا کشتی به سمت کره شمالی حرکت می کرد؟ خیر، مالک بار کشتی شرکت هانوا توتال کره جنوبی است. کره جنوبی مهم ترین مشتری معیانات گازی ایران است. ۱۶- آیا امکان نجات افراد وجود داشت؟ از همان لحظه اول هیچ نشانی از حیات روی سانچی نبود. ۱۷- چرا وزیر نفت پیگیر ماجرا نبود؟ کشتی سانچی متعلق به سازمان تامین اجتماعی بود و به همین جهت وزیر کار و رفاه مسئول اصلی پیگیری ماجرا بود. ۱۸- چرا سانچی با پرچم پاناما تردد می کرد؟ پاسخ دکتر محمد هادی ذاکر حسین، دکترای حقوق کیفری بین المللی مدرس دانشگاه تیلبرگ هلند: سانچی در سال ٢٠٠٨ میلادی توسط كره ای ها برای شركت ملی نفتكش ایرآن ساخته شد. نامش سامان بود؛ تحریم ها كه شروع شد مجبور به تغییر نام و تغییر پرچم شد تا بتواند نفت ایران را جابجا كند. از پرچم مصلحتی استفاده می كرد. نامش نیز فرنگی شد از سامان و سپید به اسب دریا و سانچی تغییر یافت. مدتی پرچم تانزانیا را حمل می كرد؛ امریكایی ها فهمیدند و تانزانیا را تحت فشار قرار دادند. بعد از آن زیر پرچم پاناما رفت و از حیث قانون رسمی، ثبت شده این كشور و در مالكیت آن بود. عرصه كشتی، در صلاحیت دولت صاحب پرچم است. برای همین است كه جعبه سیاه سامان/سانچی را نزد صاحب قانونی اش یعنی پاناما بردند. ایران برای دور زدن از تحریم ها مجبور بود كه سامان را عروس هزار دامادی سازد كه هر جایی راهش بدهند. استفاده از پرچم مصلحتی امر رایجی است كه پاناما در آن بیشترین سهم را دارد؛ بیشتر برای فرار مالیاتی و استثمار كارگران اما گاهی هم برای رفع تحریم های ظالمانه. می گویند ایران ماجرای حریق سانچی را در ابتدا رسانه ای نكرد. این بی توجهی شاید دلیلش ترس از افشای هویت ایرانی آن بوده باشد. مصلحت اندیشی ای كه اگر چنین بوده باشد خلاف تدبیر بوده است.



«مادر سارو قهرمانی می گوید بدن فرزندش کبود بوده»

1 روز،7 ساعت


در مسجد «صدیقیه» سنندج باز است اما خبری از برگزاری مراسم ختم نیست. روی دیوارهای کنار مسجد اطلاعیه‌ای چسبانده شده است: «مراسم ختم مرحوم "سارو قهرمانی" در منزل پدرش برگزار می‌شود.» جنازه سارو قهرمانی را روز گذشته به پدر و مادرش تحویل داده‌اند؛ جوان 24 ساله‌ای که 11 روز قبل در میانه اعتراضات سراسری در سنندج ناپدید شده بود. روز شنبه بیست و سوم دی ماه، «مهدی محمودیان»، از اعضای «کمیته پی گیری  بازداشت‌های 96» در توییتی نوشته است: «پیکر سارو قهرمانی، شهروند بازداشت شده سنندجی بعد از ۱۱ روز، صبح امروز توسط نیروهای امنیتی به پدر و مادر وی تحویل شد. پدر و مادر این شهید توسط آمبولانس حامل پیکر سارو قهرمانی به "بهشت محمدیه" سنندج اعزام و بدون حضور دیگر اعضای خانواده، به خاک سپرده شده است.» یکی از بستگان سارو قهرمانی به «ایران وایر» می‌گوید: «مادر سارو از دیروز بارها فریاد زده که بدن فرزندش کبود بوده است، ماموران امنیتی اجازه برگزاری مراسم فاتحه‌خوانی در مسجد را نداده‌اند و بستگان آن‌ها برای تسلیت و خواندن فاتحه به خانه آن‌ها می‌آیند.» به گفته او، ماموران امنیتی در خانه آن‌ها رفت و آمد دارند و رفتار و مکالمات بستگان را کنترل می‌کنند. پیش تر هم یکی از بستگان سارو قهرمانی به بخش فارسی شبکه «بی بی سی» گفته بود که خانواده او برای مصاحبه با رسانه‌ها تهدید شده‌اند.  پس از انتشار خبر کشته شدن سارو قهرمانی، «بهاره رهنما»، بازیگر سینما و تلویزیون با انتشار تصویری از خودش در کنار سارو، در توییتر نوشت که سارو قهرمانی چند ماهی به عنوان پیک موتوری در رستوران او کار کرده است. او نوشته است: «بسیار آروم و محبوب بود و اغلب نگران مادرش. گاهی در مورد مادرش با من حرف می‌زد. امروز دیدم و شنیدم در درگیری‌های اخیر کشته شده و به تازگی جنازه‌اش تحویل خانواده‌اش شده.» این هنرپیشه سینما به مادر سارو تسلیت گفته است؛ زنی که بارها خودش را زده وقتی از آثار ضرب و شتم و کبودی روی بدن فرزند 24 ساله‌اش حرف زده است. به نوشته بهاره رهنما، سارو قهرمانی سال گذشته از تهران به سنندج برگشته بود. صبح یک شنبه از فرمانداری سنندج با بهاره رهنما تماس گرفته‌اند: «از فرمانداری سنندج باهام تماس گرفتند و گفتند و آقای قهرمانی به خاطر همکاری یک گروهک تروریستی کشته شده و شما اطلاعاتتون غلطه و جوان‌های مردم تحریک می‎شن و ممکنه درگیری ایجاد بشه و چند تا جوون دیگه آسیب ببینند. ازشون خواستم برای روشن شدن اذهان عمومی، مدارکشون رو رسما اعلام کنند.» چند ساعت پس از انتشار این توییت، «محمد ابراهیم زارعی»، فرماندار سنندج در گفت‌و گو با «ایرنا»، اعلام کرد که سارو قهرمانی از عناصر وابسته به گروهک‌های تروریستی بوده که در سال 91 قصد ترور یکی از هم‎وطنان را در شهر سنندج داشته ولی با هوشیاری دستگاه امنیتی دستگیر و از سوی دستگاه قضایی به پنج سال حبس محکوم شده است. او گفته که با «رافت اسلامی»، پس از تحمل دو سال حبس، از زندان آزاد شده ولی پس از آزادی، همکاری خود را با «گروه‌های معاند تروریستی» از سر گرفته است.  این در حالی است که یکی از بستگان سارو قهرمانی می‌گوید: «او در 18 سالگی به جرم هواداری از "حزب دموکرات کردستان" بازداشت و به همین دلیل زندانی شده بود اما چون مبارزه مسلحانه نداشته و فقط جرمش هواداری بوده، با قید تعهد آزادش کردند.» فرماندار سنندج درباره چگونگی کشته شدن سارو توضیح داده است: «این فرد روز چهارم دی ماه در یکی از پارکینگ های شهر سنندج اقدام به تهدید مسلحانه یکی از شهروندان می کند و دقایقی بعد از محل متواری می شود که در این ارتباط، فرد تهدید شده از او نزد پلیس شکایت کرده ومستندات آن نیز موجود است.این فرد وقتی به همراه یکی از مرتبطین خودتحت تعقیب ماموران قرار داشت، بدون توجه به فرمان ایست ماموران ازمحل گریخت و سپس به سمت ماموران تیراندازی کردند که در درگیری کشته شدند.» اما بستگان سارو می‌گویند که او تا روز سیزدهم دی ماه به خانه رفت‌و آمد داشته است و اگر تحت تعقیب بوده، چرا ضابطین قضایی به منزل آن ها مراجعه نکرده‌اند. آن‌ها سوالات دیگری هم دارند: «چرا تاریخ درگیری سارو با پلیس ذکر نشده است؟ چرا 11 روز بعد از ناپدید شدن سارو، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند در حالی که خانواده ناپدید شدن او را به کلانتری اطلاع داده بودند؟ چرا اجازه خاک سپاری و برگزاری مراسم با حضور بستگان نداده‌اند؟ چرا جواز دفن سارو را تحویل خانواده نداده‌اند؟» چند ساعت پس از انتشار مصاحبه فرماندار سنندج، مصاحبه‌ای با پدر سارو قهرمانی در خبرگزاری «مهر» منتشر شد. پدر او گفته است که او با «گروهک‌های ضد انقلاب»، از جمله «کومله» ارتباط داشته است و علی رغم این‌که من بارها او را نصیحت کرده و در خواست کرده بودم از این کار دست بردارد، متاسفانه قبول نکرد و در جریان درگیری مسلحانه با نیروهای امنیتی در سنندج کشته شد.» این مصاحبه در شرایطی منتشر می‌شود که یک منبع مطلع به «ایران وایر» می‌گوید: «ماموران امنیتی امروز پدر سارو را با خود به اداره اطلاعات سنندج برده‌اند و آن‌جا این حرف‌ها را به او زده‌اند و بعد در خبرگزاری مهرمنتشر شده است.» ویدیوی همین صحبت‌های پدر سارو چند ساعت بعد از تلویزیون پخش شد. بستگان سارو تاکید می‌کنند که خانواده او به شدت تحت نظر ماموران امنیتی هستند و  بارها تهدید به بازداشت و برخورد شده‌اند. سارو قهرمانی تنها کسی نیست که در جریان اعتراضات خیابانی اخیر و پس از بازداشت جان باخته است؛ در روزهای گذشته اخبار جان باختن سه نفر دیگر در بازداشتگاه‌های ایران منتشر شده است؛ «سینا قنبری»، «وحید حیدری» و «محسن عادلی» . مرگ سینا قنبری و وحید حیدری که اولی در قرنطینه زندان «اوین» و دومی در بازداشتگاه کلانتری ۱۲ رضوی اراک جان باخته، تایید شده امادر مورد مرگ محسن عادلی در دزفول خبرهای ضد و نقیضی مخابره شده است. «علی قاسم عادلی»، پدر محسن به «فرشته قاضی»، روزنامه‌نگار آزاد گفته است: «دهم دی ماه در منطقه‎ای که ما می‌نشینیم، تظاهرات بود. یکی از پسران من به میهمانی رفته بود شهر دیگری. در برگشت، بین راه یک موتورجلوی‌شان را می‎گیرد و به پای پسرم تیر می‌زنند. یک موتوری با دو نفرکه صورت‎شان را پوشانده بودند، تیر به پای بچه من زده‌اند. معلوم نیست چه کاره بوده‌اند و چه کسی هستند. احتمال دارد مشکل شخصی و خصومت بامن داشته باشند؛ واقعا نمی‎دانم. خانم او تماس گرفت با خانواده و گفت این‎طور شده و پسرم محسن حدود ساعت هشت شب رفت که ببیند برای برادرش چه اتفاقی افتاده. از شانس بد ما، او می‌افتد میان تظاهرات ومسوولانی که امنیتی بودند. مسیرش بوده و گلوله به او اصابت می‎کند.» «علی مطهری»، نایب رییس مجلس شورای اسلامی هم مرگ این سه نفر را تایید کرده و گفته است: «به ما گفتند یک نفر در تهران و دو نفر در شهرستان خودکشی کرده اند. بنا شد که گزارش دقیقی به ما بدهند که فعلا منتظر آن گزارش هستیم.» اما دیروز «غلامحسین محسنی‌اژه‌ای»، معاون اول قوه قضاییه در نشست خبری خود شمار جان‌باختگان اعتراضات در بازداشتگاه‌ها را دو تن اعلام کرد: «یک نفر در کلانتری اراک خودکشی کرد. او فردی معتاد بود که همراه خود مواد مخدر داشت و سابقه‌دار بود. در این ارتباط، پرونده‌ای در آن جا تشکیل شده و درحال رسیدگی است. فردی هم در رابطه با اغتشاشات اخیردر زندان اوین بود که در دست شویی خودکشی کرده است. سن او حدود ۲۱ سال و معتاد بوده است. فیلم دوربین‌های مدار بسته زندان موجود است.» اشاره اژه‌ای به وحید حیدری، جوان ۲۲ ساله در اراک و سینا قنبری در تهران بود. خانواده حیدری ادعای مقام‌های ایرانی درباره «معتاد وقاچاق‌فروش‌» بودن او را رد کرده‌اند و گفته‌اند او جوانی سالم و دست فروش بوده است. وکیل او به «کمپین حقوق بشر» گفته است: «مقامات تلاش دارند با ادعای خودکشی، برروی دلایل واقعی مرگ او سرپوش بگذارند.» «محمد نجفی» روز ۱۸ دی گفته است من باور دارم که وحید حیدری خودکشی نکرده است: «این مرد جوان معترض بوده. آن‌ها او را بازداشت کردند، مورد ضرب و شتم قرار دادند و کشتند. حالا هم می‌خواهند حسن شهرت او را تخریب کنند.» بستگان سارو هم معتقدند او بر اثر ضرب و شتم در بازداشتگاه سنندج جان داده است. مادر و پدرش آثار ضرب و شتم را روی بدن او دیده‌اند. مطالب مرتبط: ناآرامی های ایران؛ آیا وحید حیدری خودکشی کرد؟ ناآرامی های ایران؛ مرگ سینا قنبری در زندان



فرنوش شیخی؛ داستان قهرمانی، ازدواج، بازنشستگی و حجاب

1 روز،10 ساعت


نام «فرنوش شیخی» از زمانی بر سر زبان‌ها افتاد که با «کاوه رضایی» ازدواج کرد. بعد از آن حتی خبرگزاری‌های ایران برای پوشش اخبار مربوط به فرنوش، نه از اسم او که از لقب «همسر کاوه رضایی» استفاده کردند. فرنوش شاید باید مرد می‌شد. شاید هم باید در فضایی زندگی می‌کرد که ورزش بانوان پشت یک‌صد سد و فیلتر گیر نمی‌افتاد. آن‌وقت کسی برای شناختن او نیاز نداشت به رابطه شخصی و خانوادگی‌اش با یک بازیکن فوتبال اشاره کند. فرنوش شیخی اردیبهشت‌ماه سال ۶۹ متولد و از سال ۸۸ عضو تیم ملی والیبال بانوان ایران شد. در رقابت‌های مالدیو که مرحلهٔ اول مقدماتی قهرمانی جهان بود، به‌عنوان بهترین دفاع روی تور انتخاب شد و همراه «سودابه باقر پور»، در تیم منتخب آسیا قرار گرفت. می‌گویند فرنوش بهترین سرعتی‌زن والیبال ایران هم هست. نزدیک به ۹ سال عضو تیم ملی بوده و بارها قهرمانی در رقابت‌های لیگ والیبال ایران را تجربه کرده است اما از اردیبهشت‌ماه امسال که با کاوه رضایی ازدواج کرد، تازه به چشم آمد. کاوه آن روزها مهاجم «استقلال» بود؛ بهترین گل‎ساز آبی پوشان تهران در لیگ قهرمانان آسیا و لیگ برتر ایران. بعد ناگهان چمدانش را بست و به بلژیک رفت.  کاوه بدون آن‌که حتی به مدیران باشگاه استقلال خبر دهد، با باشگاه «شارلوا» مذاکره کرد، به توافق رسید، قرارداد بست و از ایران رفت. باشگاه استقلال جدایی او را برنتابید و در بیانیه‌ای احساسی، کاوه رضایی و «محسن ابراهیمی»، مدیر برنامه های کاوه را مقابل هوادارانش قرار داد. در بخشی از بیانیه‌ای که باشگاه استقلال روز ۲۵ خردادماه منتشر کرد، در لفافه تلاش شده بود مسایل مالی به‌عنوان دلیل اصلی جدایی کاوه از استقلال معرفی شود. داماد آن روزهای فوتبال ایران اما در بلژیک نه دنبال پول بود، نه ساختن یک قصر رؤیایی برای تازه‌عروسش؛ فقط می‌خواست به چشم‌های «کارلوس کی روش» بیاید. می‌گفتند متر و معیار دیده شدن و رسیدن به تیم ملی، حضور در اروپا است. برای همین به پیشنهاد «مهدی بیات»، مالک و مدیرعامل ایرانی شارلوا در بلژیک فکر کرد. مهدی بیات تیرماه امسال به سایت «والفوت» بلژیک گفته بود: «کاوه رضایی بسیار سخت کار می‌کند و یک انسان باشخصیت و بازیکنی گل‎زن است. او تمام فاکتورهایی که مورد انتظار یک سرمربی است را دارد. داشتن او، هر مدیر و مربی را خوشحال می‌کند.» کاوه به شارلوا رفت و درخششی در حد استقلال داشت. به صدر جدول گل زنان لیگ بلژیک رسید و به تیم ملی ایران دعوت شد. می‌گفتند فرنوش در تصمیم‌گیری‌ خود برای رفتن از ایران، سهمی جدی داشته است و از کاوه خواسته بود برای رسیدن به رویایش (حضور در جام جهانی)، به اروپا برود؛ ولو با قیمتی کم تر از آن چه در استقلال می‌گرفت. اما ردپای کاوه بیش تر در زندگی همسرش دیده شد. فرنوش دقیقاً یک هفته بعدازاین که با کاوه ازدواج کرد، از تیم ملی والیبال ایران کنار کشید و حاضر نشد به اردوهای تیم ملی برود. می‌گفتند برای برگرداندن او به تیم ملی، مربی و اعضای فدراسیون حتی به دیدارش رفته بودند. اما جواب تازه عروس، منفی بود. والیبال بانوان ایران یک استعداد فوق العاده داشت به نام «نیلوفر ابراهیمی» که با «مجتبی میرزاجانپور»، ستاره وقت تیم ملی والیبال ایران ازدواج کرد و از تیم ملی والیبال دختران ایران آرام‌آرام کنار رفت. وقتی نیلوفر رفت، کسی انتظارش را نداشت به‌زودی جایش پر شود. اما فرنوش شیخی نه تنها جای نیلوفر را پر کرد که حتی به نظر می‌رسید کامل‌تر از او هم هست. پرش‌های بلندش روی تور، حرکت‌های سرعتی ‌او در زمین، همه و همه از فرنوش یک ستاره تمام‌قد ساخت. می‌گفتند او بهترین بازیکن این پست در آسیا است. داستان اما دوباره تکرار شد؛ فرنوش از تیم ملی کنار کشید. به خبرنگاران گفته بود: «ببخشید، همسرم گفته با کسی مصاحبه نکنم!» به هم بازی‌هایش پیغام داد: «تیم ملی برای من آینده ندارد. بیایم تیم ملی تمرین و بازی کنم اما آخرش که چه؟ ما از این تیم ملی به کجا می‌رسیم؟» می‌گویند یک بار وقتی بازیکنان و کادر فنی تیم ملی برای راضی کردنش رفته بودند، برافروخته شده و فریاد زده بود: «شما چشم دیدن زندگی من را ندارید، می‌خواهید برای من مشکل درست کنید؟» اگر کاوه در اروپا رویای تیم ملی را داشت، فرنوش در ایران از تیم ملی کنار کشید. همان روزهای مجادله برای بازگرداندن فرنوش به تیم ملی، روزنامه «همشهری ورزشی» پرونده‌ای در مورد زندگی متأهلی دختران ورزشکار منتشر کرد. در این گزارش، تمام دختران والیبالیست ایران گفته بودند بهترین سن ازدواج، بعد از دوران ورزش حرفه‌ای است. فرنوش اما خودش را در سن ۲۷ سالگی و اوج دوران بازیگری‌ بازنشسته اجباری کرد. یک راه‌حل برای حضور دوباره‌اش در والیبال ایران وجود داشت؛ بعد از حدود هفت ماه خانه‌نشینی، از بلژیک به او پیشنهاد می‌شود که به تیم والیبال دختران «شارلوا» بلژیک بپیوندد؛ همان باشگاهی که همسرش در تیم فوتبال آن حضور دارد. این بار مانعی برای حضور دوباره‌اش در والیبال وجود نداشت. بلافاصله به بلژیک رفت تا مذاکره کند. «تسنیم» امروز نوشته است: «ملی‌پوش پیشین تیم ملی والیبال بانوان به دلیل ممنوعیت حجاب از سوی باشگاه شارلوا، نتوانست با این تیم قرارداد ببندد. همسر کاوه رضایی قرار بود در تیم والیبال شارلوا بلژیک مشغول به کار شود اما به خاطر داشتن حجاب از این کار منع شد.» در همین خبر تسنیم، سه نکته وجود دارد؛ اول این که نامی از فرنوش شیخی نیامده و او باز هم به عنوان همسر کاوه رضایی معرفی شده است. دوم این که تاکید شده است فرنوش، ملی پوش سابق ایران بوده و سومی، منعی به نام حجاب است. پیش از این هم «زینب گیوه» و «مائده برهانی» از لیگ فرانسه پیشنهاد داشتند اما به دلیل قوانینی مبنی بر این که دختران والیبالیست حق بازی با پوشش و حجاب را ندارند، به ایران برگشتند و در نهایت به لیگ بلغارستان و باشگاه «شومن کلاب» رفتند. فرنوش هم به همین سادگی حق حضور دوباره‌اش در والیبال را از دست داد. یک بار پس از ازدواجش از تیم ملی کنار کشید و حالا که فرصت داشت جایی نزدیک همسرش دوباره به والیبال برگردد، حجاب مانعش شد. فرنوش شیخی حق بازی بدون پوشش مورد تایید وزارت ورزش و جوانان ایران را ندارد. بیست و سوم دی‌ماه، مهدی بیات، مدیر ایرانی شارلوا گفته بود: «داشتن کاوه آرزوی تیم‌های بلژیکی است. اما من او را ۱۰ میلیون یورو هم نمی‌فروشم. ما به کاوه نیاز داریم و او کنار ما خواهد ماند.» شاید اگر فرنوش شیخی به تیم دختران والیبال شارلوا می‌پیوست و بعد پیشنهادی وسوسه‌انگیز از یک باشگاه اروپایی برای خریدن کاوه از راه می‌رسید، فرنوش مجبور می‌شد دوباره قید والیبال را بزند. به نظر می‌رسد او برای زندگی دوباره در والیبال موانعی دارد که فقط پیش پای دختران ایران می‌توان دید.



مادر سارو قهرمانی: بدن فرزندم کبود بوده

1 روز،10 ساعت


جمهوری اسلامی تلاش می‌کند تا سناریوی مرگ سارو قهرمانی در بازداشت را به گرهک‌های تروریستی وصل کند. سارو قهرمانی، ۲۴ ساله، در اعتراضات سراسری در سنندج ناپدید و ۱۱ روز بعد جنازه‌ او به خانواده‌اش تحویل داده شد. پدر و مادر سارو با آمبولانس حامل پیکر فرزندشان به گورستان سنندج اعزام می‌شوند و بدون حضور خانواده او را دفن می‌کنند. ماموران امنیتی اجازه برگزاری مجلس ختم را ندادند و بستگان سارو می‌گویند مادرش فریاد می‌زند بدن فرزندش کبود بوده. پس از انتشار دو توئیت از بهاره رهنما، فرماندار سنندج مصاحبه رسمی کرد و ویدیوی اعترافات اجباری پدر سارو از صدا و سیما پخش شد. پدر سارو در اعترافات تلویزیونی مجبور شده بگوید که پسرش عضو گروه کومله بوده. منابع مطلع به ایران‌وایر گفتند که اعترافات پدر سارو تحت فشار و ارعاب نیروهای امنیتی گرفته شده. فرماندار سنندج در مصاحبه با ایرنا گفت «سارو هوادار حزب دموکرات کردستان بوده و سابقه بازداشت و زندان دارد. او در ۴ دی امسال پس از تهدید مسلحانه یک شهروند مورد تعقیب قرار می‌گیرد و به دلیل بی‌توجه به فرمان ایست، کشته می‌شود.»  بستگان سارو تاکید می‌کنند که خانواده او به شدت تحت نظر ماموران امنیتی هستند و بارها تهدید به بازداشت و برخورد شده‌اند.



دیپلماسی اقتصادی ایران شکست خورده است

1 روز،12 ساعت


«محمدجواد ظریف»، وزیر امورخارجه ایران قصد ایجاد تغییرات ساختاری در وزارت‌خانه اش دارد. او می‌خواهد با «کوچک‌سازی» این وزارت‌خانه، معاونت «دیپلماسی اقتصادی» به راه بیاندازد تا معاونت‌های منطقه‌ای را منحل و به سطح «مدیرکل» برساند. ظریف در پی آن است تا با استفاده از ابزارهای سیاست خارجی، همکاری‌های اقتصادی خارجی را گسترش دهد تا شاید بتواند راه اجرایی شدن بهتر «برجام» را هموارتر کند.  راه‌اندازی «معاونت اقتصادی» در وزارت امور خارجه ایران سابقه دار است؛ در دولت «محمدخاتمی»، «کمال خرازی»، وزیر وقت امور خارجه مدتی هوس فعال کردن دیپلماسی اقتصادی کرده بود. این معاونت که راه افتاد، «محمود واعظی» که اکنون ریيس دفتر «حسن روحانی» است، معاون او شد؛ معاونتی کم کار و با کارنامه نامعلوم. در دولت «محمود احمدی نژاد»، در دوران «منوچهرمتکی» که مدعی تغییر ساختار وزارت خارجه بود، دوباره این معاونت احیا شد. شهریورماه ۸۶، «امیر منصور برقعی» با حکم منوچهر متکی، وزیر وقت امور خارجه، معاونت اقتصادی وزارت خانه را برعهده گرفت. او که چهره نزدیک به احمدی نژاد بود، هم‎زمان به عنوان قائم مقام وزیر امورخارجه هم منصوب شد تا اختیارات کافی برای رونق دادن به دیپلماسی اقتصادی که شعار آن زمان بود، داشته باشد. یک سال بعد اما خبر آمد که برقعی بیماری جسمی دارد و ممکن است برود. او تا مرداد سال ۹۰ در این سمت ماند. ولی موضوع فقط بیماری او نبود، دستگاه دیپلماسی که گرفتار سرطان تحریم ها هم شده بود، بیمارتر از این حرف ها بود که کم و زیاد کردن یک معاونت بتواند مشکل ان را حل کند. «حسین علیزاده»، دیپلمات سابق جمهوری اسلامی در گفت‌وگو با «ایران‌وایر»، با اشاره به آن دوران می گوید:«احمدی‌نژاد توسط منوچهر متکی، بدنه کارشناسی این وزارت‌خانه را تصفیه کرد؛ یا به روش اخراج یا با اجبار به استعفا. بازنشستگی عده‌ای را هم تسریع کردند. خبری درز کرد که بین دو هزار تا دو هزار و ۵۰۰ نفر تصفیه شدند در حالی‌که وزارت‌خانه بسیار کوچک است و این رقم درشتی است. کل نیروهای سیاسی و غیرسیاسی این وزارت‌خانه ۲۰ هزار نفر هستند؛ یعنی یک دهم آن را تصفیه کردند. اما جای آن‌ها را با کارشناسان پر نکردند. فرض کنید ۵۰ بسیجی هم آورده باشند، آسیب بزرگی به وزارت‌خارجه وارد شده است.»‌ بنا بر تحلیل علیزاده، یکی از اهداف ظریف، کوچک کردن جمعیت همین افرادی است که در دو سال آخر دوران ریاست احمدی‌نژاد در وزارت‌خارجه گنجانده شدند. «جمشید اسدی»، اقتصاددان ساکن پاریس در گفت‌وگو با «ایران‌وایر»، سابقه مفصل تری از دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی بیان می کند. او می گوید دیپلماسی اقتصادی به دوران وزارت «علی‌اکبر ولایتی» برمی‌گردد. در آن زمان جمهوری اسلامی که به دنبال روابطی در خارج از ایران می‌گشت، سراغ این اقتصاددان هم رفته بود: «می‌خواستند ضمن بهبود روابط اقتصادی بین‌المللی، از کشورهای دیگر وام بگیرند ولی بی حاصل بود. دیپلماسی اقتصادی زمانی اثربخش است که دیپلماسی سیاسی پیش رفته باشد. اما در جمهوری اسلامی، دیپلماسی سیاسی درست کار نمی‌کرد. برای همین دیپلماسی اقتصادی هم راه نمی افتاد.»‌ به تعریف او، دیپلماسی اقتصادی در علوم سیاسی دو معنا دارد؛ یکی «تنبیه و مجازات»‌ یک کشور از راه اقتصادی مثل تحریم‌های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی در خصوص پرونده هسته‌ای است و معنای دیگر برآمده از سیاست خارجی: «کار اصلی دیپلماسی اقتصادی، تامین و تحکیم امنیت و استقلال یک کشور از راه اقتصادی در جامعه بین‌المللی است.»‌ پروژه جدید برای معاون اقتصادی وزارت خارجه ایران چند هدف مشخص دارد: گسترش صادرات کالای غیرنفتی، پیدا کردن بازار برای خدمات مهندسی و صادر کردن نیروی کار، جذب سرمایه و فن‌آوری ایرانیان برون مرزی و گسترش معاونت گردش گری فرهنگی و بهداشتی. اما  جمشید اسدی می گوید: «مولفه هایی چون صادرات نیروی کار از ایران محل بحث است؛ آن‌هم برای کشوری که در حال رشد است و لابد به نیروی کار نیاز دارد. مردم از این‌ که درآمد ندارند و نمی‌توانند از پس هزینه زندگی برآیند، ناراضی هستند. حالا با رشد این نارضایتی‌ها، ثبات نظام هم زیر سوال رفته است.»‌ به باور این اقتصاددان، جمهوری اسلامی می‌داند که دورنمای راه‌اندازی تولید ندارد تا در پی آن، اشتغال را بالا و بی‎کاری را پایین آورد:«پس راه‌حل را در صادر کردن نیروهای کاری یافته است که بی‏کار هستند.» می گوید: «دیپلماسی اقتصادی قرار است بازار برای این نیروهای کار پیدا کند اما گفته نشده است که این بازار در چه کشورهایی خواهد بود.» اسدی می گوید  طبق آمار اعلام شده از سوی جمهوری اسلامی، یک نفر از چهار نفر و یک یا دو دانش‌آموخته از بین چهار تحصیل‌کرده، بی کار هستند:«پیوستن دانش‌آموختگان به صف ناراضیان، اعتصاب و اعتراض مردمی را برای نظام سهمگین‌تر می‌کند. از سوی دیگر، به دلیل رشد رانت‌خواری در ایران، نیروهای گزینش شده از سوی جمهوری اسلامی برای کار صادر خواهند شد که در کشورهای دیگر ایجاد تردید و سوظن می‌کند.» او معتقد است دیپلماسی اقتصادی مد نظر وزیر امور خارجه ایران چهار تناقض محوری دارد؛ او از فرانسه مثال آورد که در زمان وزارت «لوران‌ فابیوس» در وزارت‌خارجه، سفارت‌خانه‌های فرانسه ۶۰درصد فعالیت خود را به دیپلماسی اقتصادی اختصاص دادند و توانستند انواع هواپیما و سلاح‌های خود را در خاورمیانه به فروش برسانند:«اما آن‌ها مشکل سیاسی خاصی نداشتند. وقتی کشوری مشکل سیاسی دارد، معلوم نیست بتواند ۶۰درصد فعالیت‌ خود را به دیپلماسی اقتصادی اختصاص بدهد. فعالیت اول هر سفارت‌خانه‌ای، سیاسی است. اما ما با بسیاری از کشورها، از جمله امریکا و متحدانش و برخی کشورهای اروپایی تنش داریم.» تناقض دوم از نظر این اقتصاددان، به اظهارات ظریف برمی‌گردد؛ وزیر امورخارجه ایران مرداد امسال در برنامه تلویزیونی «گفت‌وگوی ویژه خبری» گفته بود: «این واقعیت باید در کشور جا بیفتد که متولی سیاست خارجی و روابط خارجی، وزارت خارجه است و کارهای اقتصادی و سیاسی کشور در خارج باید با وزارت خارجه هماهنگ شود.» اسدی با استناد به این اظهارات، تاکید می کند: «پس مشخص است که وزارت‌خارجه متولی این امور نیست. بسیاری از موضع‌گیری‌های سرداران بلند پایه سپاه درباره سوریه و یمن یا حتی عربستان با خوشنودی وزارت خارجه همراه نبود. موضع‌گیری‌های سلیمانی هم همین‌طور. پس چه طور می‌توان تضمین کرد دیپلماسی اقتصادی با دخالت‌های گذشته مواجه نمی‌شود. در هیچ‌کشوری، حتی امریکا افسرهای عالی‌رتبه موضع‌گیری سیاسی نمی‌کنند اما در ایران غیر از این است. ظریف و روحانی از اول می‌خواستند دست سپاه را کوتاه کنند اما نتوانستند. اقدام ظریف با شدت‌گیری موضع‌گیری و تقابل نیروهای سپاه مواجه خواهد شد.»‌ سومین تناقض به عقیده اسدی، به جلب سرمایه‌گذاری برمی‌گردد: «دیپلماسی اقتصادی عمدتا به بخش خصوصی مربوط است. فضای کسب و کار در کشور برای جلب سرمایه‌گذاری مناسب نیست؛ چنان‏چه می بینیم سرمایه‌گذاری در داخل هم به راه نیفتاده است. برای همین می‌خواهند راه را برای صادرات بخش خصوصی باز کنند. ولی ما که بخش خصوصی نداریم. اگرچه تعبیر "خصولتی" که از ترکیب خصوصی و دولتی حاصل شده هم اشتباه است. این شرکت‌ها حکومتی هستند. خود سخن‌گوی دولت، یعنی "محمدباقر نوبخت" گفت اگر به دقت رسیدگی کنیم، تنها سه شرکت خصوصی داریم. اگر شرکتی به هر طریقی به سپاه پاسداران وابسته باشد هم که امریکایی‌ها همکاری با آن را کمک به تروریسم و پول شویی می دانند. کدام کشور اجازه صادرات می‌دهد؟ کدام محصول ایران در بازار جهانی رقابتی محسوب می‌شود؟» تناقض چهارم از دیدگاه جمشید اسدی، باز هم به اظهارات ظریف برمی‌گردد که گفته بود برجام سندی است که برپایه بی‌اعتمادی به امریکا نوشته شده و دیپلماسی اقتصادی نیز برپایه «اقتصاد مقاومتی»‌ است: «می‌خواهند دیپلماسی اقتصادی را برای دادوستد با جهان به راه اندازند اما به امریکا بی اعتماد هستند. از طرف دیگر، می‌خواهند اقتصاد کشور بر پایه اقتصاد مقاومتی، یعنی خودکفایی باشد؛ پس چه نیاز به دادوستد با جهان است؟ موضع من صریح است؛ با این مقدمه، دیپلماسی اقتصادی ظریف زودتر از آن‌چه فکرش را بکنیم، به شکست می‌انجامد.»‌   مطالب مرتبط: برآورده نشدن نیازهای اقتصادی باعث بروز عصبانیت، خشونت و افسردگی می‌شود



۲۰ هزار میلیارد تومان در دوره شهرداری قالیباف گم شد

1 روز،12 ساعت


یک عضو شورای شهر تهران: ۲۰ هزار میلیارد تومان در دوره شهرداری قالیباف گم شد یک عضو شورای شهر تهران از «گم شدن» ۲۰ هزار میلیارد تومان از بودجه شهرداری تهران در طول سال‌های ۸۴ تا ۹۶  و در دوران ریاست محمدباقر قالیباف بر شهرداری خبر داد. به گزارش خبرگزاری ایسنا، مجید فراهانی گفت که بین درآمدهای و هزینه‌های شهرداری در طول ۱۲ سال شهرداری محمد باقر قالیباف «۲۰ هزار میلیارد تومان» اختلاف وجود دارد و باید تکلیف این رقم «گم شده» مشخص شود. وی اضافه کرد: «هر چند که برخی می‌گویند این پول برای پرداخت بدهی صرف شده اما جای سئوال است که مگر حساب و کتاب نداریم که در هیچ کجا قید نشده است که این ۲۰ هزار میلیارد تومان کجا رفته است؟». به گفته این عضو شورای شهر تهران، در گزارش شهردار تهران رقم متفاوتی از ۲۰ هزار میلیارد تومان ذکر شده است و براساس این گزارش، وضعیت ۵۲۰۰ میلیارد تومان از بودجه شهرداری مشخص نیست. ماموران سپاه ادمین کانال تلگرامی «سه‌نقطه» در خرم آباد را بازداشت کردند وب‌سایت کلمه خبر داد که یوسف حسنی تبار، ادمین کانال تلگرامی «سه‌نقطه» درخرم آباد، حدود دو هفته پیش به دست ماموران سپاه پاسداران بازداشت شده است. این وب‌سایت در گزارش خود نوشته است که آقای حسنی تبار حدود ۴۰ روز قبل در دادسرا تفهیم اتهام شده بود اما حدود سه هفته بعد از سوی «دو نفر لباس شخصی» از محل کارخود در استانداری لرستان «ربوده و به مکانی نامعلوم منتقل» شده است. به نوشته کلمه، یوسف حسنی تبار پس از بازداشت متوجه می‌شود که به دست ماموران سپاه پاسداران بازداشت شده و در پی اعتصاب غذا، از بازداشتگاه این نهاد به زندان مرکزی خرم‌آباد منتقل شده است. دراین گزارش به اتهام‌های وارد شده به آقای حسنی تبار اشاره نشده است.   افزایش چشمگیر واردات ایران از کشورهای اروپایی سازمان توسعه تجارت ایران از افزایش چشمگیر واردات ایران از کشورهای اروپایی خبر داده است، اما گفته که صادرات غیرنفتی ایران به قاره سبز کاهش یافته است. بر اساس این گزارش ایران در مجموع، در هشت ماه سال جاری نزدیک ۲۸.۵ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داشته که نسبت به دور مشابه سال گذشته، بیش از یک درصد کاهش یافته است. نزدیک یک چهارم کل صادرات ایران شامل شامل میعانات گازی و گازهای هیدروکربوری خام است و معلوم نیست چرا ایران این کالاهای خام نفتی را در «سبد صادرات کالاهای غیرنفتی» قرار می‌دهد.   ثبت «کم‌ترین» میزان بارندگی در ۵۰ سال اخیر در ایران یک مقام ارشد وزارت نیرو می‌گوید در سال جاری خورشیدی، کم‌ترین میزان بارندگی طی نیم قرن گذشته در ایران، ثبت شده‌است. سازمان جنگل‌ها و مراتع نیز گفته است از ۶۰۰ دشت کشور، ۳۵۵ دشت «بی‌آب است». رحیم میدانی، معاون امور آب و فاضلاب وزارت نیرو، ۲۴ دی ماه، در مورد کاهش بارش‌ها در سال ۱۳۹۶ هشدار داده‌است. میدانی  می‌گوید ورود آب به سدهای اصلی در ایران در سال جاری، ۳۰ درصد کم‌تر از مدت‌زمان مشابه در سال گذشته بوده‌است. از اظهارات این مقام ارشد وزارت نیرو چنین بر می‌آید که میزان بارندگی سال جاری به‌مراتب کم‌تر از پیش‌بینی‌های اولیه سازمان هواشناسی‌ست.  



قیام کردند، صالحی امیری رئیس کمیته المپیک شد

1 روز،14 ساعت


  «سیدرضا صالحی امیری»، سرپرست سابق وزارت ورزش و مرد نزدیک به شهرداری تهران و دولت حسن روحانی، بدون برگزاری انتخابات و فقط با قیام اعضای مجمع کمیته ملی المپیک، برای چهار سال به‌عنوان رئیس کمیته ملی المپیک ایران انتخاب شد. «صالحی امیری» از دید بسیاری، یادآور «محمد علی‌آبادی» است. «علی‌آبادی» هم در دولت «محمود احمدی‌نژاد» به‌عنوان وزیر نیرو به مجلس معرفی شد، اما رأی اعتماد نگرفت. در دوره شهرداری «محمود احمدی‌نژاد» او معاونت عمرانی شهرداری تهران را در دست داشت و در دولت‌های نهم و دهم به‌جز ریاست بر سازمان وقت تربیت‌بدنی، ریاست شیلات ایران را هم تجربه کرد. صالحی امیری در آغاز دولت حسن روحانی به مدت هفتاد روز سرپرست وزارت ورزش و جوانان جمهوری اسلامی ایران بود، ولی مجلس شورای اسلامی به او رأی اعتماد نداد. اما پیش از آن در وزارت اطلاعات، مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری و معاونت پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی و مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام هم حضور داشت. در دولت اول حسن روحانی مدتی وزیر ارشاد شد و جای «علی جنتی» را گرفت. اما پس از انتخابات شورای شهر و ریاست جمهوری، سهم آشکاری از دولت روحانی نبرد و بیشتر به شهرداری تهران و «محمدعلی نجفی» نزدیک شد. از «صالحی امیری» به‌عنوان مهم‌ترین و نزدیک‌ترین گزینه برای ریاست سازمان ورزش شهرداری تهران نام می‌بردند، اما ریاست بر کمیته المپیک ایران قطعاً وسوسه‌انگیزتر است. شباهت صالحی امیری و علی‌آبادی می‌تواند برای آینده ورزش ایران ترسناک باشد. علی‌آبادی هم تقریباً یک امپراتوری خاص در کمیته المپیک برپا کرده بود. هرچند که با روی کار آمدن دولت «حسن روحانی» و در انتخاباتی که از قبل مهندسی‌شده هم به نظر می‌رسید جای خود را به «کیومرث هاشمی» داد. حالا «کیومرث هاشمی» که در انتخابات ریاست جمهوری امسال برای «ابراهیم رئیسی» فعالیت کرده بود هم باید جای خود را به یکی از مهره‌های قابل اعتماد دولت می‌داد. پس در یک چیدمان مهندسی‌شده، «صالحی امیری» به عنوان کاندیدای ریاست کمیته المپیک به مهمترین ساختمان ورزش ایران نزدیک شد. صبح امروز (دوشنبه) انتخابات ریاست کمیته ملی المپیک ایران برگزار شد. در بخش ریاست سید رضا صالحی امیری و «محمود خسروی وفا» از پیش ثبت‌نام کرده بودند. از قبل هم قابل پیش‌بینی بود که ثبت‌نام «محمود خسروی وفا» نمایشی باشد. او طی سه دهه اخیر کمترین میلی به حضور در پست‌های بالای مدیریت ورزش ایران نشان نداده و فقط بخش پارالمپیک ایران را مدیریت کرده است. خسروی وفا در ابتدای جلسه از نامزدی خود کنار کشید. صالحی امیری بدون رأی‌گیری و فقط با قیام حاضران در جلسه به‌عنوان رئیس کمیته ملی المپیک ایران انتخاب شد. نه رقیبی داشت و نه حتی مخالفی جدی. او حالا رئیس مهم‌ترین سازمان ورزشی ایران است که از سوی کمیته بین‌المللی المپیک و فدراسیون‌های بین‌المللی به رسمیت شناخته می‌شود. براساس قانون کمیته بین‌المللی المپیک، به دلیل جدایی سیاست از ورزش، وزارت ورزش و جوانان یا سازمان‌های ورزشی که با حکم رجل سیاسی اداره می‌شوند، برای IOC معتبر نیستند. بااین‌حال، ایران طی سال‌های اخیر به خوبی موفق شده انتخابات کمیته ملی المپیک ایران را مهندسی کند. در سایر انتخابات کمیته المپیک «شاهرخ شهنازى» با ٣٨ راى به عنوان دبیرکل انتخاب شد. همچنین «طاهره طاهریان» با  ٣٥ راى و «فضل الله باقرزاده» با ٢٥ راى انتخاب به عنوان نایب رئیس این کمیته شدند. «رباب شهریان» با ٢٠ راى و «هادى ساعى» با ١٩ راى از رسیدن به پست نایب رییسی بازماندند.  



کشف دیوار نگاره‌ های پنج هزار ساله در میمه اصفهان

1 روز،14 ساعت


استان وایر- مدیرکل اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردش گری اصفهان از کشف دیوار نگاره‌های پنج هزار ساله در میمه خبرداد. «فریدون اللهیاری» به ایلنا گفت: «دیوار نگاره‌های کشف شده حکایت از مسیرهای جدید ارتباطی اقتصادی و فرهنگی مردم فلات مرکزی ایران از پنج هزار سال قبل دارد و نقوش صخره‌ای شامل نقوش حیوانی و انسانی است که در محدوده روستای "حسن‌رباط"، از توابع میمه کشف شده است.»  به گفته وی، در این نقوش آیات قرآن و کلماتی به زبان فارسی و عربی وجود دارد:«این دیوار نگاره‌ها نشان از خط سیر مشخصی دارند که راه‌های ارتباطی در عصر باستان را نشان می‌دهند.» الهیاری افزود:«این دیوار نگاره‌ها نشان می‌دهند راه‌های ارتباطی در عصر باستان که به پیش از دوران آریایی‌ها می‌رسد، در فلات مرکزی ایران وجود داشته اند.» رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردش گری استان اصفهان گفت: «این تپه باستانی مربوط به دوره ساسانی است که احتمال داده شده آثاری در کاوش‌های بعدی از اشکانیان نیز یافت شود.»   او توضیح داد: «با کشف این دیوار نگاره‌ها، مشخص می‌شود که در این قسمت کشور که فلات مرکزی ایران نامیده می‌شود، تمدن به پنج هزار سال پیش باز می‌گردد. چرا که یکی از نشانه‌های تمدن، ارتباطات است و بررسی‌های اولیه نشان می‌دهند این نقوش، نوعی اطلاعات برای مسیر یابی کاروان‌ها بوده اند.» اللهیاری اضافه کرد: «در کنار این تپه باستانی، یک معدن مربوط به دوره ساسانی نیز وجود دارد که به زودی توسط باستان شناسان کاوش خواهد شد.»



کارگرانِ بهشت زهرا دارای شورا شدند/ یک خانم غساله عضو اصلی شورای کارگری شد

1 روز،14 ساعت


استان وایر- انتخابات شورای اسلامی کار در «بهشت زهرا» تهران پس از دو سال وقفه در حالی برگزار شد که حدود دو هزار و 700 کارگر این آرامستان هیچ تشکلی برای دفاع از حقوق شان نداشتند. به گزارش ایلنا، در این انتخابات، هفت نفر از کارگران به عنوان اعضای اصلی و علی‌البدل از میان 16 کاندیدا انتخاب شدند. کارگران بهشت زهرا گفته اند: «دوسال پیش، مدیریت قبلی، شورای اسلامی کار را منحل کرد. از آن زمان تا کنون ما کارگران بهشت زهرا هیچ تشکلی نداشتیم و نمی‌ توانستیم از حقوق ‎مان دفاع کنیم. اما تحت مدیریت جدید توانستیم بعد از دوسال، شورادار شویم.» در این انتخابات، یکی از خانم‌های غساله به نام «بهناز قاسمی» به عنوان عضو اصلی انتخاب شده ‌است و بقیه منتخبان از بخش‌های دیگر، از جمله رانندگان و غسال‌ها هستند.  زنان غساله انتخابِ یکی از بین خودشان را اتفاقی مثبت دانسته اند و یکی از آن ها گفته است: «برای ما زنانِ بهشت زهرا و به خصوص زنان غسال خانه، این انتخاب، بهترین اتفاقی است که می‌ توانست رخ بدهد.» بهشت زهرا حدود دو هزار و 700 کارگر دارد که در بخش‌های مختلف این سازمان مشغول به کار هستند.   



چترباز ارتش نتوانست چترش را باز کند، سقوط کرد

1 روز،14 ساعت


استان وایر- یکی از اعضای گروه چتربازان ارتش در ماهدشت کرج در تمرین چتربازی به علت بازنشدن چترش با زمین برخورد کرد و جانش را از دست داد. به گزارش ایلنا، روز یک شنبه یکی از اعضای گروه چتربازان ارتش هنگام تمرین در ارتفاعات ماهدشت به دلیل باز نشدن چتر به زمین سقوط کرد. در این سانحه، ستوان یکم «محسن برزگر زاده» که از کارکنان ارتش بود، بر اثر سقوط از ارتفاع در دم کشته شد.  



پسرم در اعتراضات بازداشت شده اما نامش در لیست زندانیان نیست چه باید بکنم؟

1 روز،18 ساعت


سلام! چند روز قبل  پسرم را بازداشت کردند. در آن روز تظاهرات نبود اما در شهر مامورها بودند. یک مامور به پسرم ناسزا گفت و پسرم به او گفته بود چرا توهین می کنی و بعد از آن او را بازداشت کرده و جزو بازداشت شدگان اعتراضات به زندان منتقل کردند. الان چند ین روز است که گرفتار شده ایم. خودش از زندان زنگ زده اما وقتی به زندان مراجعه کردیم می گویند نامش در لیست بازداشت شدگان نیست چکار باید کرد؟   سلام! به محض اینکه فردی وارد زندان شد مسئولان زندان باید نامش را در لیست وارد کنند. اینکه می گویند شاید هنوز ثبت نشده غیر قانونی است. به هر حال اگر مسئولان زندان پاسخ نمی دهند بهتر است به نزد قاضی اجرای احکام بروید و از آنجا پیگیری کنید. حتما تا کنون پرونده ای در دادسرا در مورد پسرتان تشکیل شده است به همین دلیل به دادسرا بروید و از دبیرخانه یا واحد ثبت پرونده بپرسید که پرونده ایشان در کدام شعبه است. وقتی پسرتان تلفن کرد از او بپرسید که تاکنون به دادسرا یا هر مرجع قضایی دیگر رفته است یا نه و در صورت مثبت بودن از او بپرسید پرونده اش در کدام شعبه است. ضمنا از پسرتان بخواهید از زندان یک نامه بنویسد به شعبه ای که پرونده در آنجا است و اگر تا کنون برای بازجویی به دادسرا نرفته است از او بخواهید یک نامه خطاب به رئیس دادگستری و دادستان شهر محل اقامتتان بنویسد. در متن نامه اشاره کند که مرتکب هیچ جرمی نشده و تقاضای آزادی دارد. از هر مقامی که می توانید به آن دسترسی پیدا کنید وضعیت پسرتان را شرح دهید و حداقل بخواهید تا اسمش در لیست قرار بگیرد. اگر پسرتان را در ارتباط با تظاهرات بازداشت کرده باشند به احتمال زیاد شعبه های ویژه ای برای رسیدگی به این پرونده ها اختصاص داده شده است بنابراین با پرس و جو کردن هم می توانید شعبه مورد نظر را پیدا کنید. اگر می دانید مامورهای کدام ارگان دستگیر کرده‌اند به ارگان مربوطه بروید و از آنجا هم بپرسید که پسرتان را به کدام شعبه دادسرا برده اند. موفق باشید!



زنگ خطر برای کارون

1 روز،18 ساعت


کارون؛ روزگاری نه چندان دور  پر آب‌ترین، بزرگ‌ترین و تنها رودخانه قابل کشتیرانی در ایران بود.  امروز اما تغییر اقلیم، خشکسالی و کاهش بارندگی از یک‌سو اکوسیستم این رودخانه را تحت تأثیر قرار داده و موجب شده است که آب کارون در پایین‌ترین سطح خود قرار گیرد و دخل و تصرف‌ و تخریب‌های انسانی از سوی دیگر، رودخانه کارون، این شریان حیاتی خوزستان را به انواع و اقسام مشکلات دچار می‌کند. خبرگزاری ایسنا بخش کوچکی از دردهای امروز کارون را در این عکسها نشان داده است. عکاس: علیرضا محمدی



پیامدهای گزارش سازمان ملل درباره ایرانی بودن موشک های حوثی

1 روز،20 ساعت


* حسین علیزاده در حالی که برنامه توسعه موشکی ایران مورد توجه و انتقاد امریکا و اتحادیه اروپا قرار دارد، سازمان ملل متحد روز جمعه 12 ژانویه 2018 گزارش خود را درباره بررسی های انجام شده در خصوص منشأ ساخت موشک های گروه «حوثی» که تا کنون چند عدد از آن به مناطقی در عربستان شلیک شده است، منتشر کرد. سازمان ملل در این گزارش تأیید می کند که موشک های شلیک شده به عربستان ساخت ایران هستند. مهم تر این که گزارش 79 صفحه ای سازمان ملل خاطر نشان می سازد دسترسی حوثی ها به موشک های ساخت ایران، نقض قطع نامه 2216 شورای امنیت توسط ایران است. به عبارت دیگر، گزارش مزبور نه تنها تأکید دارد که موشک های حوثی منشأ ایرانی دارند بلکه تصریح می کند این توانمندی پس از تصویب قطع نامه 2216 در تاریخ جولای 2015، از سوی ایران به حوثی ها واگذار شده است. به بیان دیگر، این گزار ش راه را بر ادعای احتمالی تهران مسدود می کند اگر تهران بخواهد مدعی شود توان موشکی خود را پیش از تصویب این قطع نامه در اختیار حوثی ها قرار داده است. به این ترتیب، در گزارش اخیر سازمان ملل آمده است گروه بازرسی در یافته که جمهوری اسلامی ایران پاراگراف 14 قطع نامه 2216 را به اجرا نگذاشته است. در این پاراگراف خواسته شده است از فراهم ساختن، فروش یا انتقال مستقیم یا غیرمستقیم موشک به حوثی ها خودداری شود. این بند از گزارش راه دیگر ادعای احتمالی تهران را نیز مسدود می کند اگر ایران بخواهد بگوید این موشک ها به طور غیرمستقیم در اختیار حوثی ها قرار گرفته اند. روشن است هنگامی که سازمان ملل متحد مسوولیت نقض قطع نامه مزبور را به گردن ایران می اندازد، باید منتظر پیامدهای آن بود. پیش از سازمان ملل، «نیکی هیلی»، نماینده امریکا در سازمان ملل هم 14 دسامبر با نمایش قطعاتی از بدنه موشکی که او ادعا می کرد به عربستان شلیک شده بود، مدعی شد این موشک آرم گروه صنعتی «شهید باقری» را بر روی خود دارد و ساخت ایران است. به دنبال این اظهارات نماینده امریکا، «علی لاریجانی» سخنان او را «یک دروغ بزرگ» توصیف کرد. سردار «مسعود جزایری»، سخن گوی ارشد نیروهای مسلح نیز گفته بود: «اظهارات این فرد[نیکی هیلی] را به حساب بی‌اطلاعی و عدم درک او از مسایل نظامی و تسلیحاتی بگذارید. چنان چه امریکایی‌ها از سطح توان بالای تکنولوژی موشکی مقاومت یمن [حوثی ها] اطلاع داشتند، از بیان چنین اظهارات مضحکی خودداری می‌کردند.» اینک با اظهار نظر رسمی سازمان ملل متحد به عنوان مهم ترین نهاد و سازمان بین المللی که وظیفه تأمین صلح و امنیت بین المللی را برعهده دارد، در پرونده توان موشکی حوثی ها و انتساب آن به جمهوری اسلامی، سخنان سردار جزایری کاملا مردود می شود. گزاف نخواهد بود اگر گفته شود با این اظهار نظررسمی سازمان ملل و به ویژه در شرایط سرشاخ شدن دولت ترامپ با سایر کشورها برای اعمال فشارهای بیش تر بر جمهوری اسلامی، پرونده موشکی ایران، چه به دلیل توانمندی های آن، چه به خاطر تسلیح گروه شبه نظامی مانند حوثی ها، به تدریج در حال قرار گرفتن در مسیری است که پیش تر پرونده هسته ای در آن مسیر قرار گرفته بود؛ مسیری که منتهی به وضع تحریم های بسیار علیه ایران شد. از هنگامی که پرونده هسته ای ایران از آژانس بین المللی اتمی به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع شد، آواری سهمگین از شش قطع نامه شورای امنیت زیر فصل هفتم منشور این سازمان بر ایران فرو ریخت. قطع نامه های صادره زیر فصل هفتم منشور برخلاف فصل ششم، این اختیار را به سازمان ملل می دهند که در صورت لزوم، برای تأمین صلح و امنیت بین المللی، متوسل به قوه قهریه علیه ایران شود. به این ترتیب، برنامه هسته ای ایران به سان تله ای شد که در نهایت می تواند راه را برای توسل به قوه قهریه علیه ایران بگشاید. اینک با صدور گزارش رسمی سازمان ملل مبنی بر نقض قطع نامه 2216 توسط ایران، می توان پیش بینی کرد که «تله موشکی» مشابه «تله هسته ای» علیه ایران فعال شده باشد. شورای امنیت چه تحت فصل ششم و چه تحت فصل هفتم، می تواند در این موضوع ورود کند. این در حالی است که اصل توانمندی های موشکی ایران مورد انتقاد هم پیمان های امریکا، از جمله فرانسه، آلمان و بریتانیا قرار گرفته است. «مانوئل ماکرون»، رییس جمهوری فرانسه اخیرا گفته است برنامه موشکی ایران تهدیدی برای کل منطقه است. او هم چنین بر ضرورت اقدام جامعه بین‌المللی برای تدوین راهبردی جدید جهت مقابله با برنامه موشکی ایران تأکید کرده بود. «زیگمار گابریل»، وزیر خارجه آلمان نیز پیش تر گفته بود: «برلین نگران رفتارهای ایران در خاورمیانه و برنامه توسعه موشکی است.» از یاد نباید برد که به دنبال آزمایش موشکی سپاه پاسداران در 18 اسفند 94 که روی بدنه موشک، «اسراییل باید از صفحه روزگار محو شود» نوشته شده بود، چهار کشور امریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان در نامه‌ای به سازمان ملل، این اقدام ایران را نقض قطع نامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل دانسته بودند. در چنین شرایطی، اینک با صدور گزارش سازمان ملل مبنی بر نقض قطع نامه 2216، امکان کشیده شدن پای ایران به شورای امنیت، این بار به بهانه پرونده موشکی ایران یا تسلیح حوثی ها، از هر زمان بیش تر است. *حسین علیزاده،‌ دیپلمات سابق ایرانی اکنون در فنلاند ساکن است مطالب مرتبط: پرونده موشکی ایران مثل صدام حسین می شود



مرگ یک کول‏بر در ارتفاعات پیرانشهر/بهمن باز قربانی گرفت

2 روز،12 ساعت


 استان وایر- یک کول‏بر ۴۰ ساله در ارتفاعات «کانی‌خدای» پیرانشهر در آذربایجان غربی گرفتار بهمن شد و جان خود را از دست داد. به گزارش ایلنا، این کول‏بر به نام «سلیمان خضری»، دو روز پیش(جمعه) در ارتفاعات کانی خدای ناپدید شده بود. براساس این گزارش، امروز صبح پیکر بی‌جان او را در حالی که کاملا یخ زده بود، پیدا کردند. سلیمان، متاهل و پدر سه فرزند بود.  



حجاب دردسرساز نوازنده زن چینی در تهران

2 روز،13 ساعت


استان وایر- اقدام حراست در فرهنگسرای نیاوران در شب سوم «جشنواره موسیقی فجر» برای گذاشتن حجاب بر سر خانم نوازنده چینی، یکی از حاشیه های پر سروصدای جشنواره فجر امسال را رقم زد. سومین شب جشنواره موسیقی فجر با 10 اجرا از 9 گروه موسیقی در تالارهای مختلف شهر تهران در حالی به کار خود پایان داد که در این شب، «خانه درام چین» و «محسن شریفیان» (لیان) اجرای سانس دوم بخش بین‌الملل در فرهنگسرای نیاوران را بر عهده داشتند.  در این کنسرت، شال یکی از نوازندگان زن از سرش افتاد و حراست جشنواره، روی سن رفت و شال را به حالت اول برگرداند تا این نوازنده با حجاب اجرای خود را ادامه دهد. سی و سومین جشنواره موسیقی فجر از روز چهارشنبه بیستم دی ماه با اجرای چندین برنامه در تالار های مختلف شهر تهران آغاز شد و تا 30 دی ماه ادامه خواهد داشت.



دستگیری فعالان موسیقی زیرزمینی در مشهد

2 روز،13 ساعت


استان وایر- مأموران سازمان اطلاعات سپاه «امام رضا» خراسان رضوی عده ای از هنرمندان موسیقی را در مشهد با عنوان «لیدرهای فعال در زمینه موسیقی زیرزمینی» دستگیر کردند. فارس، خبرگزاری وابسته به این نهاد نظامی نوشته است: «رصدهای اطلاعاتی نشان می‌دادند که عده‌ای سودجو با راه‌اندازی استودیوهای زیرزمین در مشهد، اقدام به تهیه آلبوم‌های موسیقی زیرزمینی در زمینه رپ می‌کنند.» این خبرگزاری توضیح داده است که «سربازان گم‏نام امام زمان» در سازمان اطلاعات سپاه امام رضا خراسان رضوی مأموریت یافتند تا به این پرونده ورود پیدا کنند. فارس با غیرقانونی خواندن فعالیت این گروه که از چهار سال پیش فعالیت خود را آغاز کرده است، نوشت اعضای آن تاکنون ده‌ها آلبوم موسیقی رپ را تهیه کرده و سپس این تولیدات «غیرمجاز» خود را به شبکه‌های ماهواره‌ای ارسال کرده‌اند. این خبرگزاری مدعی شده که مأموران موفق به شناسایی دو نفر از لیدرهای اصلی این گروه شده اند. اتهام آن ها، «ترویج سبک زندگی غربی» و «انتشار موسیقی مبتذل در سطح جامعه» عنوان شده است. بنابراین گزارش، این افراد پس از دستگیری، به دستگاه قضایی معرفی شده اند. عکس تزیینی است.



قفل ورزشگاه‌های عربستان شکست؛ ورود بانوان آزاد

2 روز،14 ساعت


«الاهلی – الباطن»؛ این نام رقابتی در لیگ عربستان است که هرگز از یاد دختران این کشور نخواهد رفت. این بار زنان عربستانی بدون محدودیت و ممنوعیت، بدون آن‌که روی صورت خود ریش مصنوعی بگذارند یا مجبور شوند پرچم کشوری دیگر را در دست بگیرند، وارد ورزشگاه شدند. روز هفتم آبان ماه ولیعهد عربستان سعودی دستور داد ورزشگاه‌های «ملک فهد» در شهر ریاض، «ملک عبدالله» در جده و استادیوم «محمد بن فهد» در شهر دمام از ابتدای سال ۲۰۱۸ میلادی پذیرانی زنان عربستانی باشند. صدور اجازه ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی در راستای اصلاحات بنیادینی انجام شد که در این کشور آغاز شده است؛ تلاش برای جهانی‌شدن کشوری که تا چندی قبل به زنانش اجازه رانندگی، پیاده‌رویِ تنها و ورود به ورزشگاه‌ها را نمی‌داد. اما روزهای دوازدهم، سیزدهم و هجدهم ژانویه سال جدید نخستین حضور رسمی زنان عربستانی در ورزشگاه‌ها رقم خورد. حالا روزنامه «عرب نیوز»، رسانه انگلیسی‌زبان کشور عربستان سعودی گزارشی از این اتفاق تاریخی ثبت کرده است. درهای ورزشگاه به روی زنان عربستانی بازشده اند و آن ها می‌توانند کنار خانواده خود، رقابت‌های فوتبال را تماشا کنند؛ رؤیایی که شاید تا یک سال قبل باور آن برای زنان عربستانی ممکن نبود. روز جمعه ۲۲ دی‌ماه، وقتی بانوان عربستانی برای تماشای بازی الاهلی مقابل الباطن به ورزشگاه ملک عبدالله شهر جده می‌رفتند، یک دختر تماشاگر هوادار «پرسپولیس» در مشهد بازداشت شد. خبرگزاری «تسنیم» میان اخبار حواشی بازی پرسپولیس مقابل «سیاه‌جامگان»، به خبر بازداشت دختری که سعی کرده بود با لباس و ظاهر مردانه وارد ورزشگاه شود، اشاره کرد. اما ساعاتی بعد از بازی، همین یک خبر از روی خروجی خبرگزاری تسنیم حذف شد. اگر در عربستان تلاشی برای نزدیک شدن به جامعه جهانی آغازشده و اگر در جده و ریاض و دمام دولت سعودی درهای ورزشگاه‌ها را به روی دختران کشورش باز کرده، در ایران طرح افزایش بازرسی بدنی به منظور جلوگیری از ورود «دختران مردنما» به ورزشگاه مطرح شده است. عرب نیوز حضور دختران سعودی در ورزشگاه‌ها را نخستین گام عملی حکومت پادشاهی این کشور در طرح اصلاحات اجتماعی دانسته است. در حقیقت، درهای ورزشگاه ها زودتر از درهای خودروها بر روی دختران و زنان عربستانی باز شدند. زنان عربستانی از ابتدای ماه آینده میلادی اجازه رانندگی خواهند داشت اما پیش از آن‌که پشت فرمان بنشینند، اجازه تماشای مسابقات فوتبال را به‌دست آوردند. از زمان دستور «محمد بن سلمان»، ولیعهد عربستان برای باز شدن درهای ورزشگاه به روی زنان تا اجرایی شدن این طرح، بیش از سه ماه زمان صرف شد. عرب نیوز نوشته است: «برای بانوان در سه ورزشگاه جایگاه‌های ویژه در نظر گرفته ‌شده است. طی این مدت، این سه استادیوم به نمازخانه‌های زنانه، دست‎شویی‌ها و مناطق سیگار کشیدن ویژه بانوان و هم‎چنین ورودی‌های جداگانه و پارکینگ برای تماشاگران زن مجهز شدند.» این جایگاه‌ها برای زنانی ایجاد شده اند که بدون مرد به ورزشگاه خواهند رفت. عرب نیوز خبر داده است که جایگاه‌های خانوادگی هم در هر سه ورزشگاه آماده حضور مردان کنار همسران، خواهران، مادران و دخترانشان خواهند بود. «پاتریک گالی»، خبرنگار خبرگزاری فرانسه(AFP) در حساب توییتر خود نوشته است که زنان عربستانی در حال ساختن آینده کشورشان هستند. «فاطمه باعشن»، سخن گوی سفارت عربستان سعودی در امریکا نیز در حساب توییتر خود نه تنها حضور زنان کشورش در ورزشگاه را یک رویداد تاریخی خوانده بلکه نوشته است این حتی از حقوق شهروندی زنان هم بالاتر است. او حضور زنان در ورزشگاه‌ها را فرصتی برای اتحاد بیش تر اعضای خانواده دانسته است. خبرگزاری فرانسه در آستانه اولین حضور زنان عربستانی در ورزشگاه‌ها، با یکی از دختران هوادار تیم الاهلی که وارد ورزشگاه شده، مصاحبه کرده است. نورابه خارجی گفته است: «همیشه احساس تلخی داشتم. برادرانم مثل من هوادار الاهلی هستند؛ وقتی به ورزشگاه می‌رفتند و برمی‌گشتند، با حسرت از آن ها در مورد آن چه دیده‌ بودند، می‌پرسیدم. همیشه این سوال برای من وجود داشت که در ورزشگاه‌ها چه خبر است که من نباید بروم و چرا ما نمی‌توانیم؟ امروز همه‌چیز تغییر کرده است. اگر از من بپرسید بهترین روز زندگی‌ات چه روزی است؟ می‌گویم امروز.» اما دولت عربستان فقط یک نمایش جهانی به پا نکرده است؛ به گزارش عرب نیوز، خطوط هواپیمایی این کشور برای خانواده‌های عربستانی ساکن در سایر شهرها که برای تماشای رقابت‌های فوتبال به سه شهر جده، ریاض یا دمام سفر کنند و همسر یا خواهر خود را به ورزشگاه ببرند، جایزه‌ای ویژه در نظر گرفته است: «پنج بلیت رایگان هواپیما برای پنج خانواده که مایل به سفر به این سه شهر هستند.» الاهلی و الهلال ویژه‌ترین باشگاه‌های عربستانی از نظر هواداری در ورزشگاه‌ها هستند. الهلال ملقب است به «رییس عربستان». ورزشگاه ملک فهد هم همیشه یکی از خوفناک‌ترین ورزشگاه‌های آسیا برای تیم های میهمان بوده و هست؛ ورزشگاهی با گنجایش ۷۱ هزار نفر که تقریباً در تمامی بازی‌های رسمی و باشگاهی الهلال، جای خالی روی سکوهای آن پیدا نمی‌شود. طرح های موزاییکی که هواداران الهلال در ورزشگاه به نمایش می گذارند، در آسیا بی نظیر است. ورزشگاه «شاهزاده عبدالله» جده نیز به «قلعه جام‌ها» و «قلعه عقاب» مشهور شده است؛ جایی که الاهلی عربستان از حریفانش میزبانی می‌کند. حالا درهای این دو قلعه به روی دختران عربستان باز شده اند و البته فعلاً زنان سرزمین سعودی برای حضور در ورزشگاهی که لبریز از مردان عربستانی است، «احساس ناامنی» پیدا نکرده و «منقلب» نشده‌اند؛ دو حسی که «سحر قریشی»، بازیگر سینما ادعا کرده بود هنگام حضور در ورزشگاه داشته و به همین دلیل خواستار تداوم بسته ماندن درهای ورزشگاه ها بر روی بانوان ایرانی شده بود. این اظهار نظر او موجی از اعتراض در فضای مجازی ایجاد کرد. حالا در توییتر می‌توانید با هشتگ «vision2030»، به معنای «چشم‌انداز ۲۰۳۰»، به دنبال توییت هایی در مورد اولین حضور زنان در ورزشگاه های عربستان باشید. عرب نیوز به صفحه توییتر «مریم منظوری» اشاره کرده است؛ روزنامه‌نگار ایرانی ساکن امریکا که این اتفاق را یک رویداد عالی خوانده است. او تنها بانوی ایرانی نیست که به شکسته شدن قفل در ورزشگاه‌ها و ورود بانوان اشاره ‌کرده است. با یک جست‌وجوی ساده هشتگ «#زنان_عربستان» به فارسی، می‌توانید واکنش کاربران ایرانی در توییتر به حضور دختران عربستانی در ورزشگاه ها را پیدا کنید. دختران ایرانی اما هم‎چنان حق حضور در ورزشگاه‌ها را ندارند. شهریورماه امسال، در جریان بازی ایران مقابل سوریه، دختران ایرانی حق حضور در ورزشگاه را پیدا نکردند اما دختران سوریه‌ای به‌راحتی وارد ورزشگاه «آزادی» شدند. نیروی انتظامی به دخترانی که پشت درهای ورزشگاه بودند، گفته بود برای حضور در ورزشگاه می‌توانند با پرچم سوریه وارد شوند! آذرماه امسال، آیت الله «ناصرمکارم شیرازی» آب پاکی را روی دست دختران ایرانی ریخت و گفت: «بحث ورودِ زنان به ورزشگاه دیگر نباید مطرح شود.» او گفته بود مساله ورود زنان به ورزشگاه‌ها، خواه‌ناخواه مفاسدی در پی دارد. پس از اظهارات مکارم شیرازی، «مینو اصلانی»، رییس «بسیج جامعه زنان» هم مساله ورود بانوان به ورزشگاه‌ها را منتفی دانست و از وزارت ورزش خواست دیگر چنین بحثی را در کشور مطرح نکند.   مطالب مرتبط: زنان ایران و عربستان، یک گام به پیش دو گام به پس  



دنیزلی مذاکره‌اش با تراکتورسازی را تائید کرد

2 روز،14 ساعت


  مصطفی دنیزلی در آستانه بازگشت به ایران است. او در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی «TRT اسپور» ترکیه خبر مذاکره با نمایندگان این باشگاه ایرانی را تأیید کرد. دنیزلی پیش‌ازاین سرمربیگری باشگاه‌های گالاتاسرای، بشیکتاش و فنرباغچه ترکیه، آلمانیا آخن، پاس و پرسپولیس ایران و همین‌طور تیم ملی ترکیه را تجربه کرده بود. او تقریباً در ترکیه به تمام افتخارات ممکن دست‌یافت. دنیزلی با باشگاه‌های گالاتاسرای، فنرباغه و بشیکتاش، به قهرمانی سوپر لیگ، قهرمانی حذفی و قهرمانی سوپرجام ترکیه رسید. همراه با تیم ملی ترکیه تا مرحله یک‌چهارم نهایی جام ملت‌های اروپا در سال ۲۰۰۰ پیش رفت و پیش از آن‌هم موفق شده بود گالاتاسرای را به مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا در فصل ۹۱–۱۹۹۰ برساند. اما با پاس تهران به نایب‌قهرمانی لیگ و یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان آسیا رسید و با پرسپولیس هم مقام قابل‌توجهی کسب نکرد. حالا سرمربی سابق پرسپولیس به شبکه تلویزیونی «TRT اسپور» گفته است: «از تیم تراکتورسازی تبریز پیشنهاد دارم، تیمی که در لیگ قهرمانان آسیا هم حضور دارد. نمایندگان این باشگاه به اینجا آمدند و با یکدیگر ملاقات داشتیم. زمانی که من ایران بودم، تراکتورسازی در لیگ دسته اول حضور داشت، اما این تیم در ادامه به لیگ برتر ایران رسید و حتی (در جام حذفی) به قهرمانی رسید. آنها اکنون به جایگاهی رسیده‌اند که در لیگ قهرمانان آسیا رقابت می‌کنند.» دنیزلی در این برنامه ادعا کرده که مذاکرات مدیران تراکتورسازی با وی از ۱۰ روز قبل آغاز شده و هنوز بر سر مواردی توافق نهایی حاصل نشده است. او گفته کسانی که در رأس باشگاه تراکتورسازی هستند، برای وی آشنا هستند و پیش‌ازاین با آنها کار کرده است. اشاره دنیزلی به «مصطفی آجرلو» مدیرعامل کنونی باشگاه تراکتورسازی و مدیرعامل سابق باشگاه پاس تهران بود. زمانی که آجرلو مدیریت باشگاه پاس را بر عهده داشت، دنیزلی به‌عنوان جانشین «مجید جلالی» سرمربیگری این تیم را بر عهده گرفت. حالا با بالا رفتن اختلافات میان «یحیی گل محمدی» سرمربی این تیم و «مصطفی آجرلو»، بازهم باید منتظر حضور سرمربی ترکیه‌ای در ایران بود. طی روزهای اخیر، هواداران تراکتورسازی تبریز نسبت به عملکرد سرمربی، مدیرعامل و حتی سپاه در قبال این باشگاه اعتراضاتی داشتند. 



انتقاد حسن روحانی به «آشغال» خواندن معترضان از سوی امام جمعه تهران

2 روز،14 ساعت


حسن روحانی به «آشغال» خواندن معترضین توسط امام جمعه تهران انتقاد کرد رئیس‌جمهوری ایران  در ادامه واکنش‌ها به سخنرانی کاظم صدیقی، امام جمعه تهران درباره اعتراض‌های اخیر، ، از توهین به معترضین، به شدت انتقاد کرد. به گزارش ایلنا، حسن روحانی در جشنواره فارابی با اشاره غیرمستقیم به خطبه‌های نمازجمعه، گفت: «هرکسی که در خیابان می‌آید یا خس و خاشاک است، یا گاو است، یا گوساله است، یا آشغال است. این چه حرف زدنی است؟ چرا توهین می کنید؟ چرا بی ادبانه با جامعه برخورد می‌کنید؟» کاظم صدیقی، در سخنرانی جمعه گذشته گفته بود: «مردم از حکومت حمایت می‌کنند و صاحبش هستند و هر کجا احساس خطر کنند، سینه سپر و انقلاب را قدم به قدم تصفیه کرده و آشغال‌ها را می‌برند.»   ۴۰ نماینده مجلس خواستار بررسی علل مرگ تعدادی از بازداشت‌شدگان شدند یک نماینده مجلس از تهران، اعلام کرد که بیش از ۴۰ تن از نمایندگان قوه مقننه با ارسال نامه‌ای به علی لاریجانی، رئیس مجلس، خواستار تشکیل یک گروه مستقل برای بررسی علل مرگ تعدادی از بازداشت‌شدگان اعتراض‌های اخیر در زندان‌ها شدند. محمود صادقی، تصویر این نامه را در توییتر منتشر کرده، اما به نام دیگر امضا کنندگان اشاره‌ نکرده است. در این نامه با اشاره به اینکه «مسئولین ذیربط»، علت فوت سینا قنبری و وحید حیدری را «خودکشی» اعلام کرده اند گفته شده است که «لکن بعضی از بستگان و شهود عینی این ادعا را مورد تردید قرار می دهند». مقام‌های ایران در روزهای گذشته خبر جان‌باختن سینا قنبری، در قرنطینه زندان اوین و وحید حیدری، در بازداشتگاهی در اراک، را تائید کرده و گفته‌اند آن‌ها «خودکشی کرده‌اند». محسن عادلی، شهروند دیگری‌ست که گفته می‌شود در زندان دزفول جان خود را از دست داده‌است.   نیکی هیلی: آمریکا رفتارهای خطرناک ایران را تحمل نخواهد کرد سفیر دائم آمریکا در سازمان ملل متحد، در بیانیه‌ای با اشاره به تصمیم دونالد ترامپ، در تمدید چهار ماهه تعلیق تحریم‌های ایران، تأکید کرد که آمریکا «رفتارهای خطرناک و بی‌ثبات‌کننده ایران» را تحمل نخواهد کرد. نیکی هیلی در بیانیه‌ای که نسخه‌ای از آن توسط وب‌سایت سفارت مجازی آمریکا در ایران منتشر شده، یادآور شده که «امروز، رئیس‌جمهور در اقدامی قاطعانه روشن کرد که ایالات متحده همچنان به مفاد توافق هسته‌ای با ایران پایبند می‌ماند، اما رفتار خطرناک و بی‌ثبات‌کننده ایران را تحمل نمی‌کند». وی پس از آن تصریح کرده که «انتظار داریم کشورهای دیگر نیز به ما بپوندند».   مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره سپنتا نیکنام تصمیم می‌گیرد به دنبال رد مصوبه مجلس درباره حضور اقلیت‌های دینی در شوراهای شهر از سوی شورای نگهبان، نمایندگان مجلس برمصوبه خود اصرار و تصویب کردند که این مصوبه در مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شود. به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، نمایندگان مجلس در جلسه امروز خود  بر مصوبه سابق خود درباره طرح حضور اقلیت‌های دینی در انتخابات شوراهای شهر و روستا تاکید کردند. نمایندگان مجلس با ۱۳۴ رای موافق، ۲۳ رای مخالف و ۱۰ رای ممتنع، از ۲۰۲ نماینده حاضر در جلسه روز یکشنبه، این مصوبه را به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع دادند.شورای نگهبان این مصوبه را رد کرده بود. براساس قوانین جمهوری اسلامی ایران، نمایندگان مجلس می‌توانند مصوبه‌های رد شده از سوی شورای نگهبان را برای تصمیم‌گیری، به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع کنند. علیرضاگلیپور به دادسرا فراخوانده شد؛حمله قلبی علی نوری از بازداشت شدگان اعتراضات اخیر د دلیل احضار گلیپور بررسی مجدد پرونده توسط شعبه مورد نظر دادگاه انقلاب اعلام شده است.  این زندانی سیاسی که از بیماری هایی نظیر صرع و سرطان غدد لنفاوی رنج میبرد و این روزها شرایط بشدت وخیمی را پشت سر میگذراند تا به حال چندین مرتبه پرونده طول درمان و عدم تحمل حبسش از سمت کمیسیون پزشکی مورد تایید قرار گرفته است اما ضابطین پرونده و قاضی صلواتی از اجرایی کردن آن خودداری میکنند. به گفته یک منبع آگاه، دلیل این خودداری نیز خواسته ضابطین پرونده مبنی بر نوشتن توبه نامه و اعتراف تلویزیونی از علیرضا گلیپور عنوان شده است . عدم پذیرفتن این درخواست موجب شده است که او همچنان از حق مرخصی و آزادی محروم بماند و در شرایط جسمی و روحی وخیمی قرار گرفته است. این منبع آگاه همچنین به ایران وایر می گوید: «علی نوری که در تظاهرات سراسری تهران بازداشت شده بود روز جاری دچار حمله قلبی شده و به بهداری زندان اوین منتقل شده است.»علی نوری پس از بازداشت به قرنطینه زندان اوین منتقل شده و ساعاتی بعد به بند 209 زندان اوین منتقل شده بود. وی در نوبتی دیگر به بند ۶ فعلی و ۳۵۰ سابق زندان اوین منتقل شده و در هنگام بروز حمله قلبی در آنجا بوده است.  



برای سارو قهرمانی و سایر کشته‌ شدگان اعتراضات مردمی‎

2 روز،14 ساعت






چه کسانی در فهرست جدید تحریم آمریکا هستند؟

2 روز،16 ساعت


دولت آمریکا یک فهرست جدید تحریم جدید علیه ایران اعلام کرده است، کاری با سابقه و با یک عضو تازه و مهم. صادق لاریجانی، رئيس قوه قضاییه ایران نخستین چهره ای است که در صدر لیست تحریم های آمریکا نامش دیده می شود. ایران در اولین واکنش به تحریم رئيس قوه قضاییه گفته است تحریم صادق لاریجانی عبور از خط قرمز بوده و با واکنش جدی مواجه خواهد شد. صادق لاریجانی پیش سال پیش هم به اتهام نقض حقوق بشر در فهرست تحریم های اتحادیه اروپا قرار گرفت و حالا با همان اتهام در لیست تحریم های آمریکا قرار گرفته است. نام رئيس فعلی قوه قضاییه درحالی در لیست تحریم ها قرار گرفته که در روزهای اخیر نام محمود هاشمی شاهرودی، رئيس سابق قوه قضاییه نیز به علت شکواییه های حقوق بشری فعالان مدنی بر سر زبان ها بود. هاشمی شاهرودی که برای درمان بیماری خود به آلمان سفر کرده بود، دیروز به ایران بازگشت، بازگشتی که بر اساس گزارش های رسانه ای با عجله و برای گریز از پیامدهای شکایت های حقوق بشری بوده است. دومین چهره ای که در فهرست دولت ترامپ نامش به چشم می خورد، مرتضی رضوی است که برای اولین بار در این لیست قرار می گیرد. خبرگزاری ایسنا از مرتضوی رضوی به عنوان «رییس شرکت ارتباطات موج سبز و فناموج وابسته به گروه صنعت دفاعی دریایی ایران و سپاه نام برده است. نام شرکت فناموج در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۷ هم در لیست تحریم ها وجود داشت. اکنون نام مدیر آن هم اضافه شده است. این شرکت که ۹ سال پیش تاسیس شده است، در حوزه ماهواره و مخابرات فعال است. این شرکت متهم به تامین قطعاتی برای سیستم های موشکی سپاه است. سومین چهره اما غلامرضا ضیایی است، مدیر زندان رجایی شهر، یک زندان مخوف در کرج که در سال های اخیر گزارش های زیادی مبنی بر نقض حقوق بشر درباره آن منتشر شده است. سعید رضوی فقیه،‌ فعال سیاسی ساکن ایران پیش از این در گفتگو با ایران وایر این زندان را امنیتی ترین زندان ایران توصیف کرده بود و از «تغذیه نامناسب، شرایط غیربهداشتی محیط، فقدان امکانات درمانی و بدرفتاری پزشکان، سخت‎گیری بیش از حد نسبت به زندانیان، وفور مواد مخدر، منازعات میان زندانیان که گاه به جراحات شدید و قتل در سالن های زندان منتهی می شود، زورگیری از زندانیان ضعیف و سوء استفاده جنسی از برخی از زندانیان» به عنوان مواردی نام برده بود که به طور مرتب در این زندان رخ می دهد. پیش از این نام حسن آخریان، رئيس بند یک زندان رجایی شهر نیز در فهرست تحریم های اتحادیه اروپا قرار گرفته بود. در ادامه فهرست تحریم ها اما نام شورای عالی فضای مجازی ایران هم وجود دارد. این نهاد سال ۹۰ با دستور آیت الله خامنه ای تشکیل شده و مهم ترین نهاد بالادستی در زمینه فضای مجازی شناخته می شود. این نهاد البته تصمیم گیرنده اصلی در زمینه فیلترینگ نیست، با این حال می تواند تسهیل کننده آن باشد. در روزهای گذشته، دستور فیلترکردن تلگرام از سوی شورای امنیت کشور صادر شد. مقام های قضایی هم برای صدور دستور فیلترینگ زور بیشتری از شورای عالی فضای مجازی دارند. رئیس جمهور، رئيس مجلس، رئيس قوه قضاییه، فرمانده سپاه، فرمانده نیروی انتظامی، رئيس صداوسیما، ۷ عضو کابینه دولت ایران (وزرای علوم، اطلاعات، آموزش و پرورش، دفاع، ارتباطات، فرهنگ و ارشاد و معاون علمی و فناوری رئيس جمهور) از مهم ترین اعضای این شورا هستند. ریاست این شورا با حسن روحانی، رئيس جمهور ایران است. در واقع اکنون ما با دو حسن روحانی مواجه هستیم. یک حسن روحانی که رئيس جمهور ایران است و در فهرست تحریم ها نیست و یک حسن روحانی که رئيس شورای عالی مجازی است و مکاتبات و دستوراتش در این زمینه مشمول تحریم های آمریکاست. مرکز ملی فضای مجازی که در لیست تحریم ها قرار گرفته است نیز زیرمجموعه شورای عالی فضای مجازی ایران است که از سال ۹۱ تشکیل شده است. ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر شورای عالی فضای مجازی، رئيس این مرکز است. او همچنین قائم مقام وزیر کار ایران است. این مرکز مانند دبیرخانه شورای عالی مجازی انجام وظیفه می کند و کارش تهیه اسناد و نقشه های پنج ساله توسعه در زمینه فضای مجازی، رصد فضای مجازی و «مدیریت تشخیص حملات سایبری به کشور و همچنین دفاع از زیرساخت های حیاتی در برابر حملات سایبری» از هم جمله وظایف این مرکز تعریف شده است. یک سازمان شبیه دیگر که نامش در فهرست تحریم ها قرار گرفته، وابسته به سپاه است. این شرکت در لیست تحریم ها به عنوان «سازمان نبرد الکترونیک و دفاع سایبری سپاه» فعال است. با این حال به نظر می رسد سازمان های سایبری در سپاه در قالب یک شبکه فعال هستند و مشخص نیست این تحریم ها، کدام بخش از این شبکه را نشانه رفته است. سپاه در این حوزه به طور عمده از سال ۸۶ به بعد فعال شده و از سال ۹۳ تحت عنوان «فرماندهی امنیت سایبری سپاه» مشهور شد. بر اساس برآورد یک موسسه نظامی-امنیتی آمریکایی در زیرمجموعه فرماندهی امنیت سایبری سپاه ۲۴۰۰ نفر به طور مستقیم کار می کنند و ۱۲ هزار نفر نیروی ذخیره وجود دارد. بودجه سالانه این مجموعه ۷۶ میلیون دلار برآورد شده است. با این حال این فقط بخشی از شبکه سایبری سپاه است. در ماه های اخیر گزارش هایی درباره هکرهای وابسته به سپاه منتشر شده که نشان می دهد این سازمان نظامی بخشی از عملیات های سایبری خود را در قالب شرکت های متعددی که وابستگی ظاهری به سپاه ندارند و در خارج از ایران مستقر هستند، پیش برده است. دیگر شرکت مهمی که تحریم شده است، صنایع هواپیمایی ایران (صها) است. این شرکت ۵۱سال پیش تاسیس شده است. شرکت صها پس از انقلاب ۵۷، زیرمجموعه وزارت دفاع قرار گرفت و یک شرکت دولتی محسوب می شود. این شرکت در زمینه تعمیر هواپیما و بالگرد و ساخت موتور جت، مهم ترین شرکت فعال در ایران شناخته می شود و سرویس های فنی به سپاه می داده است. دیگر شرکت دولتی که نامش در فهرست تحریم ها آمده، شرکت پشتیبانی و نوسازی بالگردهای ایران (پنها) است که وابسته به وزارت دفاع است. این شرکت نیز ۴۸سال پیش تاسیس شده و پس از انقلاب۵۷ به تملک دولت ایران درآمد. شرکت پنها مهم ترین شرکت در زمینه تعمیر بالگرد در ایران محسوب می شود. شرکت پنها به طور دائم با سپاه در ارتباط است و تیرماه۹۶، چهار فروند بالگرد به پایگاه هوانیروز سیدالشهدای سپاه تحویل داد. در فهرست تحریم جدید همچنین نام یک شرکت ظاهرا خصوصی به چشم می خورد: شركت پـردازان سيستم نـماد آرمـان. این شرکت که به نام «پسنـا الکترونیک» هم مشهور است، در زمینه واردات تجهیزات نظامی، الکترونیکی، مخابراتی و مکانیکی و نفت و گاز و پتروشیمی فعال است. این شرکت سال ۹۰ در پی اوج گرفتن تحریم ها، اقدام به تاسیس دفاتری در چین، هنگ کنگ، مالزی و آلمان کرد. مدیرعامل این شرکت مهدی خوشقدم و رئيس هیات مدیره اش، زهرا افغان علوی است. مریم جهانشاهی هم دیگر عضو فعال این شرکت است. مدیران شرکت در تبلیغات خود به سابقه ده ساله شان اشاره کرده اند ولی به نظر می رسد این تبلیغات نادرست است و این شرکت در دوران اوج گرفتن تحریم ها در تاریخ ۱۰اسفند۸۹ به ثبت رسیده و همان ایام اقدام به ثبت دفاتر خارجی برای دورزدن تحریم ها کرده است. مطالب مرتبط: ضرب‌الاجل ترامپ به اروپا: چهار ماه وقت دارید برجام را اصلاح کنید



آيا فيلم گرفتن از تظاهرات و يا نگه داشتن فیلم از اعتراضات جرم سیاسی تلقی می‌شود؟

2 روز،17 ساعت


سلام! سوالی كه خيلي مارو درگير كرده، اينه كه آيا فيلم گرفتن از تظاهرات و يا اين كه داخل گوشی همراهمون فيلم هاى تظاهرات باشه، مشكل ساز مي شه برامون يا نه؟ من شهروند درودى هستم و جزو شاهدان كشته شدگان اين شهر بودم و تا جایی که تونستم، فيلم بردارى كردم اما اكثر دوستان مى گن حذف كن فيلم ها رو و يا اين كه از كانال هایى كه محتواى سياسي دارن بيا بيرون. آخه چند نَفَر رو گرفتن و اولين كارى كه كردن، اينه كه گوشیِ همراهشون رو چك كردن. جداً سوْال اساسي اين روز ها اينه كه طبق قانون، اجازه چك كردن گوشي همراه رو دارن ؟ دومين سوال من اينه كه گرفتن فيلم و يا داشتن فيلم و يا داشتن كانال هاى سياسي جرمه؟ سلام! فیلم برداری از تظاهرات ها مطلقا جرم نیست. بر اساس قانون، تنها فیلم برداری از مکان های نظامی حساس که گرفتن فیلم از آن مکان ها ممنوع است، جرم به شمار می رود. نگه داری این فیلم ها و حتی منتشر کردن آن ها نیز جرم نیست. اما بر اساس قانون، مقام قضایی می تواند دستور بازرسی گوشی همراه یا هر چیز دیگری را صادر کند. گرچه موارد گفته شده جرم نیستند ولی به هر حال، در عمل ممکن است در صورت کشف مساله و احراز این که کسی فیلم را منتشر کرده است، مشکل ایجاد شود. چنین مواردی قبلا هم اتفاق افتاده است و مقامات قضایی به دلیل انتشار فیلم، فرد را بازداشت کرده اند. بنابراین حتما توصیه می شود فیلم ها را در گوشی یا کامپیوتر خانه خود نگاه ندارید بلکه آن ها را در فضای مجازی و یا جاهای امن حفظ کنید. صرف ارتباط با کانال های سیاسی هم جرم نیست.  موفق باشید!




       

Privacy policy